X
تبلیغات
روانشناسی خانواده
دانستنیهای زندگی مشترک
سلام

بزرگواران! به دلیل مشغله ی کاری این وبلاگ بروز نخواهد شد

لطفا جهت حل مشکلات خود به روانشناس دیگری مراجعه نمایید

قادر به پاسخگویی سوالات نیستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 17:9  توسط مشاور  | 

سوال از خانم نسیم:

سلام خواهش میکنم به سوال من جواب بدین
من عاشق یه نفر بودم یعنی هنوزم دوستش دارم اما بنا به دلایلی باید و میخوام فراموشش کنم و تا حدود زیادی هم موفق شدم
اما یه مشکلی هست و اونم اینه که من هر وقت ماشینی مدل و رنگ ماشین اون میبینم دوباره یادش میوفتم و دلم براش تنگ میشه و دلم میخواد ببینمش و باهاش حرف بزنم
خوب من که نمیتونم بیرون نرم و نمیتونم ماشینای مثل اونا نبینم حالا به من بگید چیکار کنم که دیگه دیدن ماشین مثل اونم منو یادش نندازه
ازتون ممنون میشم کمکم کنین

پاسخ مشاور:

از صحبت هایتان بر می آید که طرف مقابلتان جنس مخالف می باشد. اگر شروع ارتباط شما با نگاه و علاقه ی ظاهری و دور از دید خانواده و به طور کلی از راه غیر شرعی و خارج از رسومات خواستگاری متعارف بوده ، من به شما تبریک می گویم که تصمیم درست را انتخاب کرده و ارتباط خود را قطع کرده اید ، زیرا ما معتقدیم که ارتباط با جنس مخالف و ایجاد علاقه قبل از ازدواج از راه غیر شرعی کاملاْ اشتباه بوده و اثرات منفی و مخربی را به دنبال خواهد داشت. اما در مورد سوالتان باید بگویم که قطعاْ شما برای فراموش کردن ایشان در روزها و هفته ها و گاهاً ماه های ابتدایی قطع ارتباط ، سختی هایی را متحمل خواهید شد و این هم به خاطر ایجاد رابطه ی عاطفی بین شما در مدت زمان ارتباطتان می باشد. لذا هرگز در مقابل وسوسه های شیطانی که شما را ترغیب به رابطه ی مجدد می نماید ، تسلیم نشوید و با توکل به خدا مقاومت نمایید.

اما راه هایی که می تواند شما را در مقابله با این وسوسه ها کمک نماید:

- در درجه اول شما بايد افكار خود را كنترل كنيد. به عبارت علمي تر ، در روانشناسي افكار به دو دسته شناور و شناگر تبديل مي شود. شما زماني مي توانيد ايشان را فراموش كنيد كه افكار خود را از حالت شناور به حالت شناگر تبديل نماييد.

افكار شناور چيست؟

بعضي افراد قدرت مديريت افكار خود را از دست داده اند. به عبارت ديگر ذهنشان به هر جايي مي رود و به هر چيزي فكر مي كند . اين افكار را افكار شناور مي گويند.

افكار شناگر چيست؟

افرادي وجود دارند كه افكار خود را مديريت مي كنند. يعني تنها به چيزهايي فكر مي كنند كه خودشان مي خواهند . و اگر در طول شبانه روز ذهنشان ناخودآگاه خواست به چيزي فكر كند سريع آن را كنترل مي كنند. به عبارت واضح تر اين گونه افراد افكار خود را مديريت مي كنند. اين افكار را اصطلاحا افكار شناگر مي گويند.

با اين توضيحات بايد عرض كنم كه ذهن شما به دليل ارتباطتتان با جنس مخالف به صورت شناور و بدون مديريت شما گاهي به او فكر مي كند . و اين فكر كردن باعث ياد آوري خاطرات با او بودن و ترغيب شما به ادامه ي ارتباط مي شود. لذا وظيفه ي شما در چنين مواردي اين است كه افكار خود را به حالت شناگر در اورده تا با مديريت ذهن خود ، به محض فكر كردن به جنس مخالف آن را كنترل كرده و نگذاريد ياد و خاطره ي دوران دوستي برايتان زنده شود.

اما راهكارهاي ديگري كه مي تواند شما را تا حد زيادي آرام كند:

- زمان وسوسه شدن ، به عاقبت شروع مجدد این ارتباط فکر کنید ( آمار طلاق ها در جامعه نشان می دهد که تقریبا ۹۸ درصد ازدواج هایی که با دوستی قبل از ازدواج صورت گرفته ، به طلاق ختم می شود )

- به این فکر کنید که اولین سوالی که مرد بعد از ازدواج و فرو کش کردن آتش عشق از خود می پرسد ، این است که: نکند همسر من قبل از ازدواجمان ، با مرد دیگری نیز در ارتباط بوده باشد. او با خود می گوید : دختری که با من ارتباط برقرار کرده ، مسلماً می تواند با پسران دیگر هم در دوران مجردی ارتباط برقرار کرده باشد. و این افکار زندگی را به طلاق می کشاند ( این مسئله بارها در جامعه ی ما اتفاق افتاده و از حد احتمال گذشته ؛ هر چند که اگر احتمال هم باشد ، باید آن را جدی گرفت)

- دختر و پسری که قبل از خواستگاری با هم ارتباط برقرار می کنند ، به دلیل علاقه ای که بین آنها ایجاد می شود ، عیب های همدیگر را نمی بینند و متاسفانه چشم و گوش بسته ازدواج کرده و بعد از ازدواج ، با سرد شدن آتش عشقشان ، عیب ها را کم کم مشاهده کرده و زندگی شان به تلخی کشیده خواهد شد. و تازه متوجه می شوند که چه اشتباه بزرگی کرده اند (من از این موارد به وفور دیده ام )

- ارتباط با جنس مخالف در دوران مجردي چند آسيب ديگر را به دنبال دارد: اول اينكه دختر و پسر بعد از ازدواج لذت واقعي زندگي مشترك را درك نخواهند كرد ، چون بخشي از مسائل عاطفي را در دوران مجردي خرج كرده اند . دوم اينكه در اكثريت موارد دختر و پسر بعد از مدتي كه از زندگي مشتركشان گذشت ، ديگر به همسر خود قانع نبوده و به سمت ارتباطهاي نامشروع ديگر مي روند ، چون تنوع طلبي در دوران دوستي قبل از ازدواج در انها زنده شده است. اين مورد در مردان قوي تر است

لذا توجه به این موارد ، تا حد زیادی شما را در فراموش کردن ایشان کمک خواهد کرد


اينها بخش كوچكي از ضررهاي دوستي دختر و پر بود كه خدمتتان عرض كردم. انشاءالله در روزهاي آينده به طور مفصل به بررسي رابطه ي دختر و پسر خواهم پرداخت

.

باز هم اگر سوالی داشتید ، در خدمتتان هستم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 19:57  توسط مشاور  | 

برقراری ارتباط عاشقانه در اینگونه مواقع کار دشواری است. برای ارتباط عاشقانه در اینگونه مواقع دو راه وجود دارد که ما به ذکر یک راه اکتفا می کنیم:

راه اول:

یک راه چاره این است که بجای آنکه با صحبت کردن ، احساسات خود را با همسرتان در میان بگذارید ، می توانید برای او در تنهایی نامه بنویسید. نوشتن نامه به شما فرصت می دهد که به احساسات خودتان گوش کنید ، بدون آنکه نگران ناراحت شدن همسرتان باشید. وقتی آزادانه احساسات خودتان را ابراز می کنید و به آن گوش می دهید ، به خودی خود می توانید ، فکر خود را متمرکز نموده و با محبت تر باشید.

وقتی مرد نامه می نویسدر ، به همسرش علاقمند تر می شود و او را درک کرد ه و احترام می گذارد. هنگامی که زن نامه می نویسد ، به شوهرش اعتماد بیشتری پیدا کرده ، او را می پذیرد و از او قدر دانی می کند. با نوشتن احساسات منفی خود ، از شدت احساسات می کاهید و فرصتی برای ظهور دوباره احساسات مثبت شما پدید می آید.

پس از نوشتن نامه ، شاید دیگر نیازی به صحبت کردن نداشته باشید ، در عوض می توانید در صدد انجام کاری محبت آمیز برای او برآیید.

توصیه مهم:

اگر نامه نگاری شما عاشقانه باشد ، قدرت و تأثیر این روش را به شکلی باور نکردنی افزایش می دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 12:31  توسط مشاور  | 

 با سلام خدمت بازدید کنندگان محترم!

به دلیل مسافرت ، این وبلاگ به مدت ۸ روز ( تا شنبه ۲۱ آبان ) به روز نخواهد شد و انشاءالله به محض برگشت از مسافرت ، هر روز با ارائه ی مطالب مفید در خدمتتان خواهم بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 21:46  توسط مشاور  | 

بازی ، شیوه ای موثر در رفع اختلالات رفتاری و در مواردی اختلالات عصبی ( مثل ناخن جویدن ) است ؛ به طور مثال شما می توانید برای اصلاح بی نظمی فرزند خردسال خود و عادت دادن او به جمع کردن ریخت و پاش هایش پس از بازی ، از بازی استفاده نمایید

بازی رکورد گیری

به او بگویید می خواهم وقت بگیرم و ببینم در چه مدت زمانی می توانی اسباب بازی هایت را جمع کنی و روز بعد از او بخواهید روکردش را افزایش دهد

بازی زمانی

به او بگویید پنج دقیقه اتاقت را ترک می کنم و بعد بر می گردم. می خواهم بدانم آیا می توانی در یک چشم به هم زدن اتاقت را مرتب کنی یا نه.

کارآگاه بازی

شما می توانید نقش کارآگاهی را ایفا کنید و دنبال اسباب بازی هایی بگردید که سر جایشان نیستند ( البته در قالب بازی)

و بازی هایی از این قبیل که با اندکی ابتکار ، به طور غیر مستقیم به کودکتان نظم را آموزش می دهد

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 19:42  توسط مشاور  | 

زوج ها برای آرامش بخشی به یکدیگر اولاً باید نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثانیاً سعی بر ارضای نیازهای یکدیگر کنند. قصد داریم در این ژست به ذکر این نیاز ها و روش ارضای آن صحبت کنیم

مهم ترین نیاز یک زن: معشوق واقع شدن است. چون بنیاد روانی زن بر اساس عاطفه تشکیل یافته است

و به خاطر اینکه مرد اقتدار طلب است ، مهمترین نیاز او ریاست همراه با تکریم و تایید شدن است.

 آموزه های دین اسلام، متکی بر فطرت آدمی است، از این رو در آموزه های زناشویی اسلام به ارضای این دو نیاز اساسی زن و مرد توجه شده است.دو کلمه ی «لُعبَت» و «بَعل» در آموزه های دینی به چشم می خورد:

قال النبّی (ص): اِنّما المَراةُ لُعبةٌ مَن اتّخذها فلا یُضبها

پیامبر گرامی فرمود: زن لعبت است، هر کسی زن گرفت او را ضایع نگرداند.

و اِنِ امراةٌ خافت من بعلها نشوزاً اَو اعراضاً فلا جُناح علیها اَن یصلحا بینهما صلحاً والصلح خیرٌ

«اگر زنی از اعراض شوهرش بیم داشته باشد، اشکالی ندارد با یکدیگر صلح کنند (پاره از حقوق را صرفنظر کنند) و صلح بهتر است!»

کلمه لعبت به معنای : دلبر و معشوق است.

کلمه بَعل همان معنای بُت را می رساند که عرب و قرآن به طور استعاره برای شوهر استفاده کرده است.

همان گونه که دقت کردید، «زن» دلبر و معشوق در آموزه های دینی نامیده شده است. به عبارت دیگر مرد باید با همسرش اینگونه رفتار کند و نیاز « معشوق و دلبر واقع شدن» او را ارضاء کند ، این به منزله ی حیات و زندگانی زن است.بنابراین زن فقط وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست

و شوهر « بُت» نامیده شده است به عبارت دیگر زن باید به شوهرش مانند یک « بُت» احترام بگذارد و به گفته پیامبر اسلام(ص): زن برای شوهر در حد «سجده کردن» تواضع و کوچکی کند. البته منظور پیامبر تواضع در برابر شوهر است و الا سجده بر هر چیزی غیر از خدا و پرستش غیر خدا حرام است و این تعابیر ( بت و سجده ) استعاره ای است که اهمیت تواضع در برابر شوهر را می رساند.

پیامبر اسلام (ص): اگر دستور می دادم که فردی به فرد دیگر سجده کند، به زن دستور می دادم که به شوهرش سجده نماید. ( لذا می بینید که در این روایت پیامبر ص فرموده اگر می شد بر غیر خدا سجده کرد ، به زن می گفتم که به مردش سجده کند. این جمله برای بیان اهمیت احترام و تواضع زن در برابرب مرد است و الا طبق بیان خود حضرت سجده بر غیر خدا جایز نیست)

مرد باید بداند که محبت ، وجود زن را همواره مانند چشمه ای جوشان نگه می دارد. و اگر زن معشوق واقع نشود و به اندازه ی کافی به او محبت نشود ، این چشمه ی پر خیر و برکت خشک شده و اطرافیان او از قشنگی مهر و محبت زن بی بهره خواهند شد.

بقول ویل دورانت فیلسوف غربی : « زن وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست.»

لذا بهترین جمله ای که یک مرد می تواند به زن خود بگوید عبارت «عزیزم تو را دوست دارم» می باشد

بقول خانم جینا لمب روزو: « زن از رنج و مرگ خود ترسی ندارد ، فقط از این وحشت دارد که قبل از مردن آن کسی را که دوست دارد پی به شخصیت حقیقی او نبرده باشد ، تنها چیزی که زن از پدر و مادر و شوهر و فرزند و دوستان خود تمنا می کند آن است که او را فراموش نکنند. »

مردان عموماً در قلب خود همسرانشان را دوست دارند ولی کمتر این محبت قلبی خود را ابراز می کنند.

پیامبر اسلام(ص) فرموده اند: «اگر مرد به زن خود بگوید دوستت دارم ، هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمی شود و همواره در خاطر او باقی می ماند»

اما مردان چگونه محبت قلبی خود را به همسرشان ابراز کنند:

 در فواصل روز و شرایط مناسب، با الفاظی عاطفی محبت خود را به همسرش ابراز کنید.

هر چند وقت با اهداء یک شاخه ی گل، محبت قلبی خود را ابراز کنید.

گاهی با یادداشت کوتاهی عاشقانه، محبت قلبی خود را به تحریر در آورید.

روز تولد همسرتان و سالگرد ازدواج تان، را با برپایی جشن ساده و مختصر ارج نهید.

هر روز از محل کار خود ، با همسرتان تماس تلفنی داشته باشید.

در مقابل دیگران از خوبی های همسرتان تعریف کنید.

 به اقوام همسرتان احترام کنید ، و از خطاهای آنها چشم پوشی کنید.

و ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 19:26  توسط مشاور  | 

نکات گوناگونی در نقاشی کودک وجود دارد که می تواند مفهوم خاصی داشته باشد. با آگاهی از این نکات ، شما پدر یا مادر گرامی می توانید تا حدودی با مفاهیم نقاشی فرزندانتان آشنا شوید و در صورت مشاهده نکته نگران کننده ، با مشاور بالینی یا مشاور آگاه ، ارتباط برقرار کنید و اطلاعات دقیق تری را به دست آورید.

مشاور یا روانشناس بالینی ، با توجه به ویژگی های نقاشی و محتوای آن و نیز براساس توضیحات کودک در مورد نقاشی خود و رفتارهای او ، به نتایج دقیق تری می رسد.

در این نوشتار به برخی از این مفاهیم اشاره می شود.

مفاهیم خطوط :

خطوط کمرنگ از یک سو ظرافت احساسات و معنویت را نشان می دهد ، و از سوی دیگر غالبا بیان کننده کمرویی ، اضطراب ، و پریشانی است.

خطوط پر رنگ نشانه ی خشونت و گاهی واکنش در برابر ترس از ناتوانی ، اضطراب و پریشانی است

خطوط معمولی امنیت و سازگاری را نشان می دهد

خط خطی کردن چهره ای که کشیده ، به معنای محو عامل ترس است.

مفاهیم شکل ها:

کشیدن آدمک کوچک که به طور معمول در گوشه کنار کاغذ ترسیم می شود ، به معنای کم رویی است

چشم های درشت ( دایره بزرگ ) که وسط آنها نقطه گذاشته می شود ، بیانگر ترس کودک می باشد.

حذف برادر یا خواهر در نقاشی ، به معنای حسادت به آنهاست.

مفاهیم رنگ ها:

استفاده از رنگ های سیاه و تیره به معنای ترس ، اضطراب ، غمگینی و نا امیدی است

رنگ خاکستری ، رنگی خنثی است و چیزی را بیان نمی کند.

رنگ قهوه ای ، به معنای مقابله با فشار والدین برای نظافت است.

رنگ بنفش به معنای تمایل به چیزهای مخالف و استفاده ی زیاد از آن ، نشانه ی اضطراب است.

رنگ آبی ، صلح و آرامش و تسلیم و درون گرایی را بیان می کند.

رنگ سبز نشانه ی نیاز به جلب توجه و میل به محبوبیت ، گرایش به ارتباط و پایداری و سرسختی است.

رنگ قرمز ، نیاز به حرکت و برون گرایی و عمل را نشان می دهد

رنگ زرد نشانه شادی و خوش بینی و میل به مشارکت است

رنگ پرتقالی نشانه ی نشاط و پویایی و میل به کامیابی است.

رنگ صورتی صلح و تعادل را نشان می دهد.

استفاده از یک یا دو رنگ ، نشانه ی گوشه گیری و انزوا و استفاده از پنج رنگ ، نشانه ی سازگاری است

فقدان رنگ در قسمتی یا تمام نقاشی ، می تواند گویای خلأ عاطفی یا دلیلی بر گرایش های ضد اجتماعی است.

مفاهیم فضاها:

استفاده از فضاهای مختلف صفحه نیز می تواند مفاهیم ویژه ای داشته باشد.

استفاده از بالای صفحه به معنای آرمان گرایی و رویا پردازی و استفاده از پایین صفحه به معنای افسردگی است.

استفاده از چپ صفحه بازگشت به کودکی ( واپس روی ) و استفاده از قسمت راست صفحه به معنای نگاه به آینده می باشد

توجه داشته باشید که ، نشانه های پیش گفته ، هیچ یک واقع نمایی دقیق ندارند و فقط می توانند قرینه ای برای وجود نشانه ها باشند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 20:54  توسط مشاور  | 

کودک از یک سالگی شروع به خط خطی کردن می کند و در 5/1 سالگی خطوط مستقیم و دایره وار و فنری شکل می کشد که شبیه دایره است.

حدود 5/2 سالگی با استفاده از یک گردی ، آدمکی را رسم می کند که به آنها دو میله ( دو پا ) و غالباً دو میله دیگر ( دست ها ) متصل است.

 در 4 سالگی برای آن ، چشم و دهان و ناف هم می گذارد.

حدود 5 سالگی به بعد ، می تواند جزئیات چهره را به اندازه کافی در نقاشی هایش مشخص کند ، اما قادر به کشیدن چهره به صورت نیمرخ نیست. او از 5 سالگی به بعد به تدریج از شکل های هندسی دیگر مثل مربع ، مثلث ، لوزی و شکل های پیچیده تر در نقاشی هایش استفاده می کند.

در سن 6 سالگی بدن کامل و دارای مفاصل را رسم می کند.

بر اساس پژوهش ها ، اکثر کودکان در 8 تا 12 سالگی نقاشی را کنار می گذارند.

انشاء الله در پست فردا پیرامون مفاهیم نقاشی های کودکان صحبت کرده و توضیح می دهیم که چگونه می توان از طریق نوع نقاشی کودکان ، رفتارهای درونی  آنها را تشخیص داد

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 17:32  توسط مشاور  | 

خانواده مانند هر اجتماع دیگر نیاز به « مدیر » دارد ، به عبارت دیگر یک نفر باید تصمیم نهایی را بگیرد و دیگران مطیع او باشند ، در مورد خانواده سه شکل مدیریت قابل تصور است:

 زن و مرد هر دو به یکسان مدیریت کنند .

 زن مدیر باشد

مرد مدیر باشد

در مورد نوع اول ، مدیریت امکان پذیر نیست، زیرا مدیریت مشترک در حقیقت بدون مدیریت و ریاست است و مشکلات ناشی از فقدان مدیر و تصمیم گیرنده را بدنبال دارد و در مورد خانواده ، این مسئله به انحلال خانواده منتهی می شود.

در مورد دوم ،یعنی زن مدیر باشد ،این امر با فطرت زن مغایرت دارد ،خانم کلیودالسون روانشناس در مورد روحیه زن این گونه می گوید :«تمام زنها علاقه مندند که تحت نظر شخص دیگر کار کنند و به طور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن بیشتر خوششان می آید »

البته بنده با این نظریه که همه ی زنها چنین سلطه ای را قبول دارند ، مخالفم. زیرا بعضی از زن ها از پذیرش چنین سلطه ای اکراه دارند ، لذا بهتر بود که خانم کلیودالسون می گفت: اکثر خانم ها ...

و همچنین خانم مارابل مورگان روانشناس و مشاور خانواده در مورد ریاست مرد و مرئوس بودن زن این گونه بیان می کند : «مرد و زن ،هر چند از لحاظ و ضعیت یکسان هستند ،اما از حیث وظیفه و کارکرد با یکدیگر تفاوت دارند . خداوند مقرر داشت که مرد رئیس و زنش معاون و نایب او باشد. هر سازمانی یک رئیس دارد ، و واحد خانواده نیز از این قاعده مستثنی نیست. هیچ راهی وجود ندارد که شما این ترتیب را تغییر دهید ! بعضی مواقع خانواده ها تلاش کرده اند که این ترتیب را معکوس کنند و یک زن را بعنوان رئیس خانواده انتخاب کرده اند و اکثراً نتیجه مطلوبی نگرفته اند. وقتی به شوهرتان امکان می دهید که رئیس خانواده باشد ،کار درستی انجام می دهید »

پیامبر اسلام (ص) فرموده اند :

اَلرَّجُلُ سَیدُ اَهلِهِ وَالمَرأَةُ سَیدَةُ بِیتِها

مرد سید و بزرگ خانواده اش ، و زن سیده و بزرگ خانه است.

در حدیث فوق پیامبر (ص) تقسیم کار کرده است ، مرد را مسئول اعضای خانواده دانسته و چون زن از خلاقیت و ظرافت زنانه برخوردار می باشد ، مسئولیت کارهای داخلی منزل را به او محول نموده است، این تقسیم وظیفه با توجه به فطرت و ظرفیت زن می باشد . و از طرفی به دلیل وجود خصوصیاتی در مرد از قبیل: ترجیح قدرت تفکر او بر عاطفه و احساسات(به عکس زن که از عواطف سرشار و بیشتری بهرمند است ) و داشتن بنیه و نیروی جسمی بیشتر ،به علاوه تعهد او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه های زندگی و پرداخت مهر و تامین زندگی آبرومندانه همسر و فرزند ، این حق را به او می دهد که وظیفه سرپرستی خانواده را بر عهده گیرد. (البته ممکن است زنانی در جهات فوق بر شوهران خود امتیاز داشته باشند ، ولی مکرراً گفته ایم که قوانین به تک تک افراد و نفرات نظر ندارد و بیانگر مسائل کلی می باشد.)این نوع مدیریت به آن معنی نیست که زن حق هیچ گونه رأی و اظهار نظر ندارد ، بلکه مدیر خانه هم مانند هر مؤسسه و سازمانی باید از نظرات زیر دستان بهره ببرد و با آنها ( در مواردی که مربوط به اعضای خانواده می شود ) مشورت کند ، البته در پایان گفتگو مدیر تصمیم نهایی را می گیرد ، و در این تصمیم گیری باید مصلحت و حقوق همگی را رعایت کند و در صورتی که حقی از آنها را ضایع نماید ، در مقابل خالق آنها مسؤول می باشد.

گاهی اوقات افراد ناآگاه و یا مغرض بین زنان مسلمان القای منفی می کنند که قبول ریاست مرد، مساوی با بندگی است و یا قبول مرد سالاری است ؛و بعنوان احقای حق زنان ، آنها را در مقابل شوهران خود قرار می دهند که عموماً موجب از هم پاشیدگی کانون مقدس خانواده می شود .

اساساً هر زن و مردی باید بدانند که سپردن این وظیفه ( رهبری خانواده ) به مردان ، نه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانی آنان است و نه سبب امتیاز آنها در جهان دیگر ، زیرا امتیاز در جهان دیگر صرفاً بستگی به تقوا و پرهیزگاری دارد. همانطور که شخصیت انسانی یک معاون ،ممکن است  از یک رئیس در جنبه های مختلف بیشتر باشد ، اما رئیس برای سرپرستی کاری که به او واگذار شده ، از معاون شایسته تر است

بنابراین خانواده ای موفق ، خانواده ای است که رهبری آن بر عهده مرد بوده ، و مرد نیز در تصمیم گیری امور از مشورت با دیگر اعضاء خانواده استفاده نماید. بنابراین ما با مرد سالاری استبدادی و زن سالاری مخالفیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 23:13  توسط مشاور  | 

زنان توجه طلب هستند. آنها تمایل دارند تغییرات ظاهری شان برای شما چند برابر جلوه کند ، پس صورت همسر خود را و کلاْ ظاهر او را همیشه مورد توجه قرار دهید و هر گونه تغییر حتی اگر کوچک باشد ( تغییر آرایش ، مدل ابرو ، رنگ لاک ، کوتاهی یا بلندی ناخنها ، رنگ مو ، مدل مو ، نوع لباس و...) را مورد توجه قرار دهید و به وی یادآوری کنید ، مثلا اگر مدل ابروی همسر شما تغییر کرده ، حتما به محض او نظر خود را به او بگویید.

اسم همسرتان به همراه واژه های زیبایی مثل عزیزم ، خوشگلم ، عسلم و ... صدا بزنید

اگر قصد دارید باتفاق همسرتان به دیدار خانواده خود بروید ، از آنجایی که زنان احساساتی تر از آقایان هستند ، به جای بکار بردن این جمله : امروز عصر جایی قرار نذار می خواهیم یه سر بریم خونه مامانم اینا و ... شما باید از در احساسات وارد شده و این جمله را بکار ببرید : دلم واسه مامان اینا تنگ شد حالشو داری امروز عصر یه سر بریم پیششون؟ در جمله اول شما به صورت امری برخورد کردید و در جمله دوم درخواستی. در صورتی که جمله دوم را بکار ببرید شما هم نظر همسر خود را جویا شدید و هم احساسات ایشان را تحت تاثیر قرار داده اید ، در اینصورت همسرتان این احترام شما را پاسخگو خواهد بود.

نکته مهم دیگری که آقایان باید به آن اهمیت دهند ، بیان احساسات خود نسبت به همسرشان می باشد. البته مرد اقتدار طلب است و اکثر آقایان سختشان است که احساسات خود را به زبان بیاورند ، اما من به این دسته از آقایان عرض می کنم که اگر احساسات خود را در قالب جملاتی مثل دوستت دارم ، تو بهترین همسر دنیایی و ... بیان نمایید ، زندگی تان شیرین تر شده و همسرتان را چند برابر عاشق شما کرده و آرامش عجیبی را به او هدیه می کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 18:31  توسط مشاور  | 

سوال از خانوم الهام:

سلام....من پسری دارم که به شدت شیطونه..........واز هیچی هم ترس نداره ........یعنی وقتی کار بدی میکنه میگه :منو تو دستشویی کنین ....منو دعوا کنید ......یه جوری میخواد بگه من از اینا ترسی ندارم.....متاسفانه همسرم با این که تحصیل کرده است خیلی تند باهاش رفتار میکنه و به روش های قدیمی تربیتی اعتقاد داره........تنبیه .داد زدن ..تشر زدن و ......من موندم از چه نوع تنبیهی براش استفاده کنم .........چه نوع محرومیتی....؟؟؟؟؟وقتی برای رسیدن به خواسته اش تا حد مرگ گریه میکنه وظیفه ی من چیه؟

پاسخ مشاور:

سوال شما شامل چند بخش مختلف می باشد و هر بخش پاسخ مربوط به خود را دارد

شما فرموده اید که کودکتان شیطنت دارد. باید خدمتتان عرض کنم که شیطنت کودک باعث شادابی او خواهد شد و چون در کودکی بچگی می کند ، در بزرگی بچگی نخواهد کرد ، لذا من پیشنهاد می کنم بجز کارهایی که ضرر و خطر دارد ، کودکتان را در بقیه کارها آزاد بگذارید تا بازی کند. همانطور که در روایت آمده که:

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: شیطنت کودک در کودکی ، سبب افزایش عقل او در بزرگی خواهد بود. و در روایت دیگری امام کاظم علیه السلام می فرمایند: شیطنت کودک در کودکی نیکو است ، چرا که سبب بردباری او در بزرگی خواهد شد.

بنابراین در مورد شیطنت او نگران نباشید.

اما اگر فرزندتان علاوه بر شیطنت ، کارهای بد و اشتباه مثل ناسزاگویی و ... انجام می دهد ، باید او را تنبیه کنید. البته تنبیه محرومیتی ، نه تنبیه بدنی. به شوهرتان هم بگویید که هرگز او را تنبیه بدنی نکند و بر سر او داد نکشد ، زیرا چنین رفتاری نه تنها او را اصلاح نخواهد کرد ، بلکه او را گستاخ تر می کند. لذا در مقابل کار اشتباه او ، خونسردی خود را حفظ کنید و او را از کار مورد علاقه اش مثل تلویزیون دیدن و ... و یا قول هایی که به او داده اید مثل پارک رفتن و ... محروم نمایید.

البته توجه داشته باشید که تنبیه محرومتی شرایطی دارد. یعنی نباید در همه مواقع او را تنبیه محرومیتی نمود. یکی از شرایط آن این است که در مقابل کارهای اشتباه عمدی اش ، از تنبیه محرومیتی استفاده کنید . اما اگر سهواً حرف زشتی زد یا کار اشتباهی را مرتکب شد ، نباید او را تنبیه نمود. ( حتماً به پست "جایگزینی برای تنبیه بدنی" در همین وبلاگ مراجعه کرده و آن را مطالعه نمایید )

از طرفی شما نباید در قبال گریه های او ، به خواسته های غیر معقولش تن بدهید. آنچه از صحبت هایتان استنباط می شود این است که کودک شما از ابزار گریه برای عملی کردن خواسته هایش استفاده می نماید. این رفتار را شما به او یاد داده اید. یعنی زمانی او چیزهایی را خواسته و وقتی مخالفت شما را دیده است ، شروع به گریه کردن نموده و مشاهده کرده که شما بعد از گریه کردنش ، تن به خواسته او داده اید. لذا یاد گرفته که از این به بعد ، هر چه خواست و شما به او ندادید را با گریه به دست آورد. پس اگر خواسته نا معقولی داشت ، هر چند که گریه طولانی مدت کرد ، خواسته اش را عملی نکرده و به او  و گریه اش توجهی نکنید. فقط مواظب باشید در حال گریه و عصبانیت کار خطرناکی را انجام ندهد ، همین.

اما از طرف دیگر ممکن است که کودک شما در طول روز چندین بار عصبانی شود و داد و بیداد به راه اندازد ، در چنین مواقعی شما نباید مقابله به مثل نمایید ، بلکه با آرامش با او برخورد کرده و سعی کنید علت عصبانیتش را بیابید و برطرف نمایید. اگر هم کودک شما زیاد عصبانی می شود ، باید  زمینه عصبانیت او را از بین ببرید. مثلاً اگر از دیر غذا خوردن عصبانی می شود ، سعی کنید به موقع به او غذا دهید تا بهانه عصبانیت از او گرفته شود

یکی دیگر از نیازهای مهم بچه ، نیاز به توجه است. شاید علت این شیطنت و عصبانیت ، نیاز به توجه باشد. لذا سعی کنید به او توجه بیشتری داشته باشید و به جای اینکه مدام مچ او را در کارهای بدش بگیرید ، سعی کنید از او در انجام کارهای خوبش مچ گیری کنید. مثلاً او را زیر نظر داشته باشید و تا کار خوبی انجام داد او را تحسین کنید و بگویید که من دیدم که مثلاً اسباب بازی هات را جمع کردی و ... این باعث می شود که او به انجام کارهای خوب میل بیشتری پیدا کند.

بنده پیشنهاد می کنم که تمام پست های مربوط به تربیت فرزند در این وبلاگ را مطالعه کنید ، زیرا تا حدود زیادی شما را در تربیت صحیح فرزندتان کمک خواهد کرد.

در پایان باید خدمتتان عرض کنم که برخورد با فرزند نیاز به صبر و حوصله دارد و شما نیز می توانید با صبر و حوصله یک فرزند ایده آل داشته باشید

چنانچه ابهامی برایتان باقی مانده و کماکان جواب خود را دریافت نکرد اید ، بیان کنید تا راهنمائیتان نمایم

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 19:27  توسط مشاور  | 

سوال از خانوم ساناز:

به نظر شما اگه با زن قبلی مردی که میخوام باهاش ازدواج کنم یه ملاقات داشته باشم باید درمورد چه چیزایی ازش بپرسم؟

پاسخ مشاور:

من پیشنهاد می کنم که خود شما به ملاقات همسر سابق ایشان نروید ، چون ممکن است شروع به بدگویی و صفحه گذاشتن پشت سر همسر سابقش نماید.لذا یکی از اقوام  یا فرد مورد اعتمادی را بفرستید تا با ایشان صحبت نماید. سعی کنید رابط پخته ای را برای صحبت با او بفرستید تا اگر هم زن سابق خواستگارتان قصد بدگویی و کارشکنی را داشت ، بتواند تشخیص دهد. راه دیگر آن هم این است که رابط خود را به سراغ یکی از اقوام درجه یک همسر سابق خواستگارتان  که با خصوصیات او آشناست ، بفرستید و در مورد این مرد از او اطلاعات کسب نمایید.

اما سوالاتی که می خواهید بپرسید ، همان انتظاراتی باشد که از همسر آینده ی خود دارید. یعنی ملاک های همسر آینده ی خود را بنویسید و تحقیق کنید ببینید این شخص همه یا اکثر این ملاک ها را داراست یا نه.

البته شما زمانی می توانید به ازدواج با چنین مردی فکز کنید که او از همسرش جدا شده باشد. اما اگر هنوز زن دارد و یا وجود شما باعث جدایی او از همسرش خواهد شد ، این کار شما کاملاً اشتباه بوده و مطمئن باشید زندگی خوبی نداشته و خیری از این کار نخواهید دید. لذا اگر وجودتان کوچکترین تأثیری در بهم خوردن زندگی دیگری دارد ، از این ارتباط و این ازدواج دست بکشید.

سوال از خانوم تهمینه:

متاسفانه جز اون اندک افرادی هستم که در سن بزرگسالی هنوز هم با مکیدن انگشتم آروم میشم
و این کار برام یه عادت خیلی زیاد شده
یکم هم دارم عذاب میکشم
من 23 سالمه
و میترسم تو زندگی مشترکم دچار مشکل شم
اگه میشه منو راهنمایی کنید !

پاسخ مشاور:

وجود و بروز این رفتار در شما تا این سن ، یک نوع عادت غلط بوده و شما باید در جهت رفع آن تلاش کنید. شما در سن و سالی قرار دارید که به راحتی می توانید این رفتار را کنترل کرده و رفع نمایید. البته چون این رفتار به صورت یک عادت در آمده ، ممکن است در ابتدا با سختی روبرو شوید ، اما من قول می دهم که با کمی حوصله و تلاش ، به زودی این رفتار ترک خواهد شد.

قاعدتاً شما همیشه انگشت خود را نمی مکید ، بلکه این رفتار ممکن است در طول روز چند بار بیشتر برای شما اتفاق نیفتد. لذا من پیشنهاد می کنم که هر وقت چه ناخودآگاه و چه آگاهانه شروع به مکیدن انگشت خود نمودید ، سریعاً عکس العمل نشان داده و انگشت خود را از دهان خود بیرون آورید و یا در همان لحظه آدامسی را باز کرده و بجوید ، یا می توانید از انگشتک های پلاستیکی برای پوشاندن سر انگشت خود استفاده کنید ، یا چیزی را بردارید و با انگشتانتان با آن بازی کنید و دست خود را مشغول نمایید. انشاءالله با صبر و حوصله به خرج دادن و مقابله با این رفتار ، کم کم عادت انگشت مکیدن را از خود دور خواهید کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 16:31  توسط مشاور  | 

سوال:

دختر سه ساله ام انگشت می مکد. دلیل این رفتار چیست؟ آیا لازم است او را منع کنم؟

پاسخ مشاور:

انگشت مکیدن کودک طبیعی است و بررسی ها نشان می دهد که گاهی جنین نیز در رحم مادر انگشت می مکد. علت این رفتار ، نیاز غریزی شیر خواره به مکیدن است ؛ البته این نیاز در کودکان یکسان نیست و علت آن تا 6 ماهگی ، گرسنگی نوزاد و عدم ارضای مکیدن می باشد.

کودک از 6 ماهگی به بعد ، برای آرامش انگشت می مکد ، زیرا از فضای رحم ، وارد دنیای خارج شده و به سبب عدم همگونی این دو فضا ، تا مدتی دچار فشار روحی است.

علل انگشت مکیدن فرزند 3 ساله شما چنین است:

عدم استفاده از شیر مادر

چه بسا در دوران شیر خوارگی ، به طور کامل از شیر مادر استفاده نکرده است.

تسکین و دلداری

او با این رفتار ، خاطره های خوش دوران نوزادی را زنده می کند و تکسین می یابد. این علت در صورتی اهمیت بیشتری می یابد که خداوند ، اخیراً به شما فرزند دیگری عطا کرده باشد.

فضای نا آرام خانه

فشارهای روحی ناشی از فضای ناآرام خانه ( اختلاف والدین ، آزار اطرافیان و ... ) می تواند عامل موثری در انگشت مکیدن او باشد.

خجالتی بودن

کودکان خجالتی زمانی که بازی و فعالیت های گروه همسالان خود را می بینند و به جهت کمرویی در آن فعالیت ها شرکت نمی کنند ، انگشت می مکند.( انشاءالله در مورد خجالتی بودن کودک و درمان آن در روزهای آینده صحبت خواهم کرد)

چند توصیه:

به فرزند خود بیشتر توجه کنید و نیازهای او را برآورید. در آغوش کشیدن ، سخن گفتن ، آواز خواندن ، بازی کردن و ... نشانه های توجه افزون تر است.

در برابر این مسئله حساسیت فراوانی نشان ندهید ، چرا که ممکن است کودک از آن به عنوان ابزاری برای جلب توجه استفاده کرده یا او را به موضع لجبازی بکشاند

او را برای این مسئله کتک نزنید و با خشونت برخورد نکنید

او را به تنبیه بدنی یا قطع علاقه و محبت ، تهدید نکنید

فلفل زدن به انگشت یا باند پیچی آن ، کار جالبی نیست

او را با اسباب بازی سرگرم کنید تا دستانش مشغول باشد و کمتر به سمت دهان ببرد. سعی کنید با راه کارهای پیش گفته ، این رفتار را از بین ببرید ؛ زیرا در مهد کودک ، امادگی و دبستان ، سبب تمسخر همسالانش می شود و آثار منفی روحی خواهد داشت ، افزون براین ، مکیدن دراز مدت ، روی دندان ها و تکلم کودک ، اثر منفی می گذارد و در جویدن ، دچار مشکل خواهد شد.

به این نکته هم توجه داشته باشید که 50 درصد کودکان ، این رفتار را تا 5 سالگی ، و بقیه تا 8 سالگی ترک می کنند و در تعداد بسیار اندکی ، بیش از این سن ادامه می یابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 21:31  توسط مشاور  | 

سوال:

پسر ۶ ساله ام اسباب بازی هایش را خراب می کند. علت چیست و چگونه می توان این رفتار او را اصلاح کرد؟

پاسخ مشاور:

این رفتار می تواند به خاطر یکی از دلایل زیر باشد:

علت اصلی این رفتار ، حس کنجکاوی کودک است ، این حس را با رادیویی کهنه ، ساعتی غیر قابل استفاده یا کیت های الکترونیکی و ... ارضاء نمایید.

گاهی فراوانی اسباب بازی ها و یکنواخت شدن و عدم لذت از آنها او را به تخریب وا می دارد

در مواردی نیز ممکن است این رفتار کودک برای جلب توجه باشد. لطفاْ در غیر زمانی که این رفتار را دارد ، بیشتر به او توجه کنید.

گاهی به دلیل خستگی و عصبانیت ، اسباب بازی هایش را خراب می کند یا می شکند. بررسی کنید و ببینید آیا مشکل جدی عاطفی دارد یا نه. در صورتی که با همسر خود اختلاف جدی دارید ، آن را از بین ببرید یا اگر خداوند به تازگی فرزندی به شما داده است ، تمام توجه را به او معطوف نکنید تا پسرتان احساس نکند که بچه ی جدید جایش را در دل شما پر کرده است.

برخی از اسباب بازی ها نیز به دلیل پیچیدگی استفاده از آنها ، کودک را عصبانی می کند. لذا در درجه اول دقت داشته باشید که اسباب بازی هایش را به مقتضای سن او تهیه کنید و اگر هم اسباب بازی خریده شده یا هدیه داده شده به او مناسب سن وی نیست ، آن را نگه دارید تا کودک بزرگ تر شود و مهارت بیشتری در استفاده از آن کسب نماید.

در صورت استمرار این رفتار ، افزون بر اینکه او را وادار به جمع آوری تکه های اسباب بازی و تمیز کردن اتاق می نمایید ، از ساز و کارهای بازدارنده ، به ویژه محرومیت استفاده نمایید( رجوع کنید به پست تنبیه محرومیتی )

یادتان باشد که در خرید اسباب بازی جدید شتاب نکنید و شرط خرید اسباب بازی جدید را ، سالم بودن اسباب بازی قبلی قرار دهید

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 22:19  توسط مشاور  | 

سوال:

شما می گویید ازدواج کن تا به کمال برسی ، اما من می گویم که به کمال برس تا ازدواج مناسبی داشته باشی ، آیا این حرف من درست است؟

پاسخ مشاور:

اگر منظور شما از به کمال رسیدن ، فراهم شدن آمادگی نسبی برای ازدواج است ، ما هم این حرف را قبول داریم. زیرا برای یک ازدواج موفق ، وجود آمادگی نسبی لازم می باشد. و اگر این شرایط نسبی موجود نباشد ، مشکل ایجاد خواهد شد. شرایط نسبی مثل رشد و بلوغ فکری ، روحی و ...

اما اگر منظور شما از به کمال رسیدن ، همان کمال الهی و رسیدن به کمال معرفتی به خداوند است ، ما اصلاْ این حرف را قبول نداریم ، زیرا این امر برایتان محقق نخواهد شد و متأسفانه با داشتن این افکار و دست نیافتن به آن ، سنتان بالا رفته و شرایط ازدواج را از دست می دهید. این آسیب در خانم ها بیشتر دیده شده و می بینیم که دختر خانوم هایی با این افکار (که من تا به کمال نرسم ازدواج نمی کنم) خواستگارهای خود را رد کرده و روزی به خود می آیند که سنشان بالا رفته و شرایط ازدواج را از دست داده اند.

لذا توجه داشته باشید که چنین دیدگاهی ، یک دیدگاه آرمان گرایانه است و افکار آرمانگرایانه نیز از نظر روانشناسی یک نوع اختلال محسوب می گردد و نباید با چنین دیدگاهی ازدواج خود را به تاخیر انداخت. در روایات آمده که خانومی به خدمت امام رضا علیه السلام رسیده و عرض کرد: من می خواهم با مجرد بودن به کمال برسم. حضرت در جواب او فرمودند: چنین کاری را انجام نده ، چون با مجردی به کمال نمی رسی ، ازدواج کن تا به کمال برسی ، زیرا اگر رسیدن به کمال با مجردی حاصل میشد ، حضرت زهرا سلام الله علیها هرگز ازدواج نمی کردند.

بنابراین اگر دختر خانوم یا آقا پسری چنین ایده ای دارد ، حتماْ از این افکار دست کشیده و ازدواج خود را به تاخیر نیندازد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 20:1  توسط مشاور  | 

اختلاف پدر و مادر بلای خانمان سوزی است که بر روح و روان کودکان آثاری بسیار منفی دارد. مقصود از اختلاف پدر و مادر ، فقط درگیری فیزیکی نیست ، بلکه مجادله های لفظی و صدای بلند نیز ، اختلاف به شمار می رود.

آنوقت که با همسر خود مجادله می کنید ، اگر به چهره فرزند خود بنگرید ، به وضوح آثار اضطراب را  در چهره اش خواهید دید. در بسیاری از موارد ، این اضطراب با رنگ پریدگی صورت او همراه می شود. کودکان خردسال ، هنگام درگیری والدین ، نزد آنها می آیند و با حالت التماس از آنها می خواهند که دعوا نکنند ، اما کودکان بزرگتر و نوجوانان ، شاید نگرانی خود را ابراز نکنند و آن را در چهره نشان ندهند ، اما در درون سرشار از التهابند و اضطراب تمام وجود انها را فرا می گیرد. کودک به سبب اختلاف والدین مضطرب می شود ، زیرا تلقی اش این است که این درگیری ها به جدایی والدین می انجامد و او سرگردان می شود و آینده ای مبهم و تاریک در انتظارش خواهد بود.

از طرفی ، در صورت بروز اختلاف بین پدر و مادر در انتظارات خود از فرزند ، وقتی پدر یک مبنا دارد و توصیه ای می کند و مادر مبنای دیگری دارد و یا بالعکس ، کودک مجبور است یکی را بپذیرد و چون پدر و مادرش را با هم دوست دارد و می خواهد خواسته هر دو را عملی کند  ، توان انتخاب یکی از دو مبنا را ندارد ، لذا دچار التهابی درونی و تعارض می گردد.

بنابراین والدین گرامی باید بدانند که مشاجرات و مجادلاتشان در هر قالبی که باشد ، آسیب های روانی زیادی را در کودک ایجاد نموده ، که به مرور زمان تبعات منفی خود را در رفتار ، گفتار و کردار کودک نشان خواهد داد

توصیه می کنم که مجادله های لفظی با همسر خود را کنار بگذارید. سرچشمه ی بسیاری از مجادله ها مسائلی پوچ و بیهوده است که با اندکی فداکاری و سعه ی صدر از سوی دو طرف ، از بین می رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 23:46  توسط مشاور  | 

سوال:

برابری و همسانی دختر و پسر ، چقدر در موفقیت ازدواج نقش دارد؟

پاسخ مشاور:

هم کفو بودن ( به ویژه در اعتقادات) اهمیت زیادی دارد. ما باید مطمئن شویم کسی را که برای ازدواج انتخاب می کنیم از نظر اعتقادی ، نوع نگرش به دنیا ، تفسیر وقایع و دیدگاههای مذهبی مشابه ما باشد. البته تفاوت های جزئی در عملکردها و کمیت این اعتقادات مشکل ساز نیست ، اما اختلافات کلی و اساسی در این زمینه می تواند در آینده پایه های زندگی راسست نماید.

در دیگر زمینه ها نیز همسان بودن لازم است. ازدواج دو نفر که از نظر تحصیلات در شرایط بسیار متفاوتی باشند اشتباه است ، چون این دو نفر از لحاظ دیدگاهها و سطح فکر با هم تفاوت دارند . به طور مثال یکی تحصیلات ابتدائی داشته باشد و دیگری تحصیلات عالیه . مسلماْ این دو فرد از نظر فکری در دو جایگاه مختلف قرار دارند. حال اگر دختر تحصیلاتش خیلی بالاتر از پسر باشد ، در غالب موارد علاوه بر تفاوت فکری ، سرخوردگی مرد را نیز به همراه خواهد داشت ، زیرا این مسئله با اقتدار طلبی مرد سازگار نیست. اما اختلافات جزئی در میزان تحصیلات زیاد مشکل ساز نخواهد بود

از لحاظ خانوادگی و اقتصادی هم باید دو طرف تا حدود زیادی در یک سطح باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 21:46  توسط مشاور  | 

ازدواج سنت مقدسی است که در دین مبین اسلام ، تأکید فراوانی نسبت به آن شده است. اما سوالی که مطرح می باشد این است که ، آیا آشنایی و ایجاد ارتباط در فضای چت روم و منجر شدن این ارتباط به ازدواج ، صورت مناسبی دارد یا خیر ؟

طبق تحقیقی که یک گروه روانشناسی انجام داده اند ، ۸/۹۸ درصد کاربران اینترنتی با جنس مخالف خود چت می کنند. این آمار نشان می دهد که فضای چت روم علاوه بر اینکه یک فضای سرگرم کننده ی کاذب برای جوانان است ، جایگاهی برای تخلیه ی شهوانی هوسبازان نیز می باشد. بنده چند سال قبل ، با ورود دانش پژوهان جوان یک موسسه آموزشی به فضای چت روم مخالفت کرده و برای اثبات مدعای خود مبنی بر آسیب های مخرب پدیده ی چت ، تحقیقاتی را انجام دادم که متأسفانه نتایج آن خیلی أسف بار تر از آن چیزی بود که تصور می کردم. من علاوه بر تحقیقات حضوری در این فضا ، رفتار جوانی را که به تازگی وارد این فضای مجازی شده بود ، مورد مطالعه قرار دادم و خیلی زود آسیب های مخرب رفتاری ، گفتاری و شخصیتی را در وی مشاهده کردم. بنابراین عقیده ی بنده این است که ورود به این فضا مخرب و زیان بار است.

شاید عده ای چنین ادعا کنند که ما صرفاْ برای سرگرمی به این فضا می رویم و کاملاْ مواظبیم که به گناه و رابطه ی با جنس مخالف کشیده نشویم. من این ادعا را عملی نمی دانم ، زیرا طبق تحقیقاتی که انجام داده ام به این نتیجه رسیده ام که هر چند جوان مواظب روابط خود باشد ، باز هم دیدن اتفاقی و ناخودآگاه جملات زننده در صفحه ی عمومی روم و مشاهده ی ناگهانی عکس ها و فیلم هایی که طرف مقابل ارسال می کند ، تأثیرات مخرب خود را در شخص خواهد گذاشت و روال زندگی او را به مرور زمان به سمت انحراف سوق خواهد داد. لذا ورود به فضای چت روم (حتی به نیت سرگرمی) کار اشتباهی است و این فضا ، به مثابه ی آتش زیر خاکستری می ماند که هر لحظه امکان دارد آتش آن روشن شده و جوان را در کام خود بسوزاند.

اما آشنایی و ازدواج در این فضا ( فضای چت روم ) چطور؟

من به دلایل زیر با چنین ازدواجی مخالفم:

۱- تحقیقات جمعی از روانشناسان نشان می دهد که در اکثر اوقات در چنین فضاهایی تنها دختران به هدف ازدواج اقدام به ایجاد رابطه می کنند ، در حالی که پسران عمدتاْ به ازدواج تمایلی ندارند و صرفاْ برای تخلیه ی غریزه ی جنسی خود با وعده های دروغینی مثل ازدواج ، دختران را فریب داده و بعد از کامجویی ، آنها را رها کرده و آسیب های زیادی را به دختران وارد می نمایند.

۲- در فضای چت روم ، چون طرفین همدیگر را نمی بینند ، در اکثر موارد واقعیت های زندگی و خصوصیات و ویژگیهای واقعی خود را بیان نمی کنند و طوری خود را به یکدیگر معرفی می کنند که طرف مقابل دوست دارد. لذا به وفور مشاهده شده که بعد از گذشت مدتی از شروع ارتباط و ایجاد وابستگی بین طرفین  ، وقتی واقعیت های زندگی آنها فاش می شود ، فشارهای روانی زیادی به آنان وارد شده و زندگی را به کام آنها زهر می کند

۳- اگر این روابط به ازدواج هم بیانجامد ، اولین سوالی که مرد (بعد از فروکش شدن آتش عشق و شروع روال عادی زندگ) در ذهنش ایجاد می شود ، این است که: نکند همسر من با جوانان دیگری هم چت می کرده و رابطه داشته باشد و ... لذا این افکار زندگی مشترک آنها را به سمت فروپاشی سوق خواهد داد.

البته ممکن است عده ای از این طریق ازواج کرده باشند و اتفاقاْ خوشبخت شده و زندگی خوبی نیز داشته باشند ، ما منکر چنینی چیزی نیستیم ، اما عرض می کنیم که چنین ازدواج های موفقی در قالب روابط این چنینی ، بسیار کمیاب و اتفاقی است ، و شاید در هزاران مورد ، یک مورد اتفاق بیفتد. لذا انسان عاقل هرگز بر روی اتفاق و شانس ، برای مهمترین واقعه ی زندگی خود تصمیم نمی گیرد.

در صورتی که سوالی پیرامون مطلب فوق دارید ، در قسمت نظرات مطرح نمایید تا پاسخ دهم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 17:48  توسط مشاور  | 

سوال:

از چه سنی می توانیم به کودکمان مسائلی مثل قرآن و ... را آموزش دهیم؟

پاسخ مشاور:

ما دو نوع آموزش داریم:

۱) آموزش مستقیم

آموزش مستقیم یعنی بچه را مجبور کنیم به یادگیری چیزی و یا به طور مستقیم از او بخواهیم در فلان کلاس شرکت کند و ...

این نوع آموزش تا سن ۷ سالگی برای بچه مضر است و ما آموزش مستقیم را برای بچه از بدو تولد تا ۷ سالگی ممنوع می دانیم. لذا والدین باید توجه داشته باشند که حتی در آموزه های دینی نیز نباید در سنین زیر هفت سال از آموزش مستقیم استفاده نمایند. البته این حرف من بدین معنی نیست که ما نباید به بچه ی خود قرآن یاد دهیم و او را با قرآن آشنا نماییم ، بلکه منظور من این است که به طور مستقیم نباشد. اما راه کار من برای یاد دادن و آشنا کردن کودکمان با آموزه های دینی این است که ، مسائل دینی مثل آشنایی با قرآن را به صورت غیر مستقیم به فرزندتان یاد دهید ، بدین صورت که یک سی دی یا نوار یا فیلم زیبا در زمینه ی قرآن یا مسائل دینی دیگر که آموزش آن مد نظرتان است ، تهیه نمایید و آن را در منزل و یا در اتاق کودکتان روشن نمایید و بدون اینکه از کودکتان بخواهید که بدان توجه کند ، از اتاقش خارج شوید. این کار باعث می شود که کودکتان به طور غیر مستقیم قرآن گوش دهد و حتی در مواردی بعضی از آیات را حفظ نماید

۲) آموزش غیر مستقیم

موردی که برای بچه های زیر هفت سال مفید است ، این نوع آموزش می باشد. لذا برای یاد دادن مسائل مختلف ( همانطور که در مورد مسائل دینی برایتان مثال زدم ) با ترفتد های متفاوت ، به طور غیر مستقیم به کودکتان آموزش دهید.

سوال:

کودک من غذا نمی خورد، همیشه بر سر این مسائل مشکل داریم و به زور به او غذا می دهم ، لطفاْ رهانمایی ام کنید

پاسخ مشاور:

متوسل شدن به زور و اجبار اصلاْ کار درستی نیست. شما می توانید به صورت غیر مستقیم به او علاقمندی به غذا را تلقین نمایید. مثلاْ فرض کنید کودکتان حریره بادام دوست ندارد و نمی خورد ، در این مورد شما به جای عصبانیت و توسل به زور ، چند کار را می توانید انجام دهید:

یکی اینکه قصه ی کودکی را برای بچه تان تعریف کنید که حریره بادام می خورد و مدام در لابه لای قصه گویی ، حریره بادام خوردن کودک قصه را تکرار کنید. بعد از مدتی متوجه می شوید که کودک شما میل به خوردن حریره بادام پیدا می کند ، علت تمایل به خوردن حریره بادام این است که او می خواهد ببیند این غذا چیست که کودک درون قصه ، اینقدر به خوردن آن تمایل دارد

یک راه دیگر اینکه می توانید مراسم افتتاح و پرده برداری از غذا را اجرا کنید. مثلاْ شما یک غذای جدید درست کرده اید. برای اینکه کودکتان از این غذا که تا به حال نخورده ، خوشش بیاید ، غذا را روی میزی قرار دهید و روی آن را با چیزی بپوشانید ، بعد به کودکتان بگویید بیاید تا یک غذای خوشمزه را به او نشان دهید و خلاصه طوری این مراسم را اجرا کنید تا کودکتان خوشش بیاید و خاطره ی خوشی از برخورد اول با غذای جدید پیدا کند. زیرا مواجهه اول با غذای جدید برای کودک مهم است و اگر خوشش بیاید ، به احتمال قوی آن را دوست خواهد داشت.

البته بعضی غذاها خوردنش برای بچه سخت است مثل کباب برگ و ... لذا والدین نباید اصرار داشته باشند که کودکشان در آن سن کم میل به این غذاها داشته باشد. پس در مورد غذاهایی که به خاطر سفتی و ... خوردنش برای کودک سخت می باشد ، اصراری به خوردن بچه نداشته باشید.

سوال:

چه زمانی می توانیم به بچه اجازه دهیم تا به حیاط مجتمع مسکونی رفته و به بازی با دوستانش بپردازد؟

پاسخ مشاور:

بازی سه رکن دارد:

همبازی

همبازی مناسب کودک باید فراهم باشد. همبازی مناسب کسی است که هم سن و هم جنس بچه ی ما باشد. همچنین از لحاظ فرهنگی و از لحاظ امکانات بازی نیز با او همخوانی داشته باشد

وسیله ی مناسب

وسیله ی مناسب بازی هم فراهم باشد. مثلاْ اگر بچه به حیاط مجتمع می رود و بازی های نا سالم می کند، نباید به او اجازه رفتن بدهیم. اما اگر مجتمع اسباب بازی بی خطر دارد یا بچه به بازی سالم می پردازد ، رفتنش اشکالی ندارد.

محیط سالم

یکی دیگر از ارکان بازی ، محیط سالم و مناسب است. لذا اگر کودک شما از حیاط مجتمع خارج شده و با دوستانش در خیابان که مسیر حرکت اتومبیل هاست و یا به طور کلی در جایی بازی می کند که خطر جانی و خطرات دیگر او را تهدید می کند، این مکان مناسب نبوده و نباید برود.

پس! اگر این سه رکن ( همبازی مناسب ، محیط مناسب و وسیله ی بازی مناسب ) فراهم بود و بچه هم در سنی بود که خوب و بد را تشخیص می دهد و می تواند از خودش محافظت کند ، می توانیم بچه را به حیاط مجتمع بفرستیم تا بازی کند و خودمان نیز دورادور مواظب باشیم تا آسیبی او را تهدید نکند ، اما اگر این شرایط مناسب نبود ، نباید برود. در ضمن با فراهم بودن این شرایط باید حتماْ به کودکتان تأکید نمایید تا از مجتمع خارج نشده و به خیابان نرود

البته من پیشنهاد می کنم که حتی المقدور همبازی های فرزندتان را به منزل بیاورید تا در محیط منزل بازی کنند. با این کار از آسیب های احتمالی او جلوگیری خواهید کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 20:58  توسط مشاور  | 

محبت خود را به بچه ها صادقانه ثابت نماییم و توجه داشته باشیم که آنها فرق لوس کردن با محبت را می فهمند

از برخوردهای خشن بپرهیزیم، حتی اگر کودک با این روش تسلیم شود. چون موقعیت را بدتر می کند و آسیب های روانی بدی را در بچه ایجاد می نماید

در مخالفت های خود با کودک ، دقت داشته باشیم که پای « نه گفتن » خود بایستیم تا کودک تصمیمات ما را جدی بگیرد. جدیت شما ، آرامش و امنیت را برای کودک به ارمغان می اورد. البته منظور ما از قاطعیت به موقع ، خشونت و دیکتاتوری در برابر فرزند نیست. به مورد زیر توجه کنید:

کودک به مادر خود قول می دهد که ابتدا تکالیف مدرسه ی خود را انجام دهد و بعد به تماشای تلویزیون بپردازد. اما بنا به دلایلی این کار را نمی کند و با شروع برنامه کودک به مادرش می گوید: « می توانم اول تلویزیون ببینم و بعد تکالیفم را انجام دهم » مادر: « نه » کودک اصرار می کند و سر انجام مادر را راضی می کند. چنین والدینی باید بدانند که عدم قاطعیت آنها در تصمیماتشان و کوتاه آمدن در برابر اصرار و گریه های کودک ، باعث می شود که فرزند در کارهایش سست شده و این برداشت را کند که اگر هم کم کاری کند ، ضرری به او وارد نمی شود ، چون با اصرار می تواند کار غلط خود را بپوشاند.

اما در طرف مقابل ، اگر والدین روی حرف خود قاطعانه بایستند ، فرزندشان در می باید که برای رسیدن به خواسته هایش ، حتماْ باید کارهایش را به موقع انجام دهد و این ، موجب تقویت برنامه ریزی صحیح و زیاد شدن رفتارهای مثبت در کودک خواهد شد

قوانین و مقرراتی را برای خانه وضع کنیم و کودک را از چرایی آنها آگاه سازیم.مثلاْ به کودکمان یاد دهیم که حتماْ باید به بزرگترهای منزل سلام کرده و احترام آنان را حفظ کند و علت این کار را هم برایش بازگو کنیم. این کار سبب تقویت رفتارهای مثبت در فرزند خواهد شد.

مثبت برخورد کنیم و مثبت سخن بگوییم. مثلاْ اگر به محض ورود به خانه متوجه شدیم که کودک ، اسباب بازی هایش را وسط پذیرای پهن کرده است ، به جای گفتن « بیا این آشغال ها رو جمع کن » ، به او بگوییم : « بیا اسباب بازی های قشنگت رو از رو زمین بردار و بذار تو اتاقت تا خراب نشه و ... »

آنچه می گوییم واقعی و درست باشد. مثلاْ اگر بچه کار خوبی انجام داد و به او قول هدیه دادیم ، باید سر موقع هدیه اش را به او تحویل دهیم. این کار باعث می شود که فرزند روی حرف والدینش حساب باز کند و برای تقویت رفتارهای خود و جلب رضایت پدر و مادرش ، تمام تلاش خود را به کار گیرد. اما اگر به او قول دهیم و در عمل به قولمان ، سستی به خرج دهیم ، کودک به حرفمان اعتماد نمی کند و کم کم نسبت به انجام کارهای مفید و خوب بی رغبت می گردد

در مقابل اگر بچه کار اشتباه و عمدی را انجام داد و او را تنبیه محرومیتی کردیم. باید حتماْ تنبیه محرومیتی خود را عملی کنیم . اگر این کار را نکنیم ، کودکمان این برداشت را می کند که انجام کارهای اشتباه تنبیهی را برایش به همراه ندارد و تنبیه های ذکر شده توسط والدین ، هرگز عملی نخواهد شد.

برای تقویت روحیه تعاون و مسئولیت پذیری کودک ، وظایفی را در منزل به او واگذار کنیم تا احساس کند وجود او در منزل مفید است. البته وظایف باید در حد توان کودک بوده و خطری برایش نداشته باشد.

با صبر و حوصله به پرسش های کودک خود پاسخ دهیم ، هر چند که پرسش های او تکراری ، پیش پا افتاده و زیاد از حد باشد. اگر به پرسش های او جواب ندهیم و یا به آنها پاسخ سر بالا دهیم و یا او را در قبال پرسش ناچیزش مسخره کنیم ، او به شدت آسیب خواهد دید.

عیب های کودک را در مواقع مختلف و در فاصله ی زمانی و در ضمن بیان نقاط مثبتش ، به او متذکر شویم تا احساس بی شخصیتی ننماید و تصور نکند ما او را دوست نداریم.

بعضی از بازدید کنندگان محترم درخواست کرده اند که پیرامون مسائل مربوط به مجردها و شگردهای ازدواج موفق نیز صحبت نماییم. بنده در روزهای آینده حتماْ این کار را خواهم کرد.

عده ای از عزیزان نیز سوالاتی را مطرح کرده اند که متأسفانه به دلیل مشغله ی کاری هنوز موفق به پاسخگویی به بخشی از آنها نشده ام. انشاءالله در اسرع وقت به همه ی آنها پاسخ خواهم داد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 22:50  توسط مشاور  | 

سوال:

چه زمانی برای بچه خاکبازی مفید است؟

پاسخ مشاور:

از ۳ تا ۶ سالگی بچه خاک بازی کند مناسب است. زیر سه سال خاک بازی توصیه نمی شود.

 

سوال:

بچه ۶ ساله ی من مدام با برادر کوچکش دعوا می کند و همدیگر را کتک می زنند ، علت این رفتار چیست؟

پاسخ مشاور:

این رفتار برخاسته از نیاز آنها به هم بازی است. اگر فرزندان شما همبازی مناسب داشته باشند ، چنین آسیبی را نخواهند داشت. لذا وظیفه ی شما به عنوان والدینشان این است که ، هم بازی مناسبی را برایش پیدا کنید. در انتخاب هم بازی هم دقت کنید ، چون دوست و هم بازی تأثیر بسیاری در رفتار کودک خواهد داشت‌ ٰ، لذا دوست بی ادب و پرخاشگر ، فرزند شما را بی ادب و پرخاشگر خواهد کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 14:19  توسط مشاور  | 

روش بازی با کودک ۶ تا ۹ ماهه

کودک ، در حدود ۶ تا ۷ ماهگی ، خود را برای مدت طولانی تری مشغول می کند ، زیرا توانایی بسیار مهمی مربوط به رشد در او به وجود آمده است. او می تواند بدون حمایت دیگران بنشیند؛توانایی گرفتن و چنگ زدن در وی رشد کرده است و می تواند با مکعب ها (یعنی مورد علاقه ترین اسباب بازی اش) بازی کند و برای مدت نسبتاً طولانی ( ۵ تا ۱۰ دقیقه ) خود را سرگرم نماید.

اگر کودک شما در این مرحله ، به سرعت از بازی با یک نوع اسباب بازی خسته شد ، برای افزایش توجه اش به بازی با مکعب ها ، می توانید او را روی صندلی ، پشت میز بنشانید و مکعب هایی با رنگ های روشن را ، روی میز در دسترس او قرار دهید. برای آنکه توجه کودک به این اسباب بازی جلب شود ، اسباب بازی را در پیش روی کودک حرکت دهید ، کودک با هدف گیری صحیح و زدن دستان کوچکش روی مکعب های متحرک ، سرگرم خواهد شد.

اسباب بازی سفید و سیاه ، مدت بیشتری توجه کودک را جلب می کند. ماشین ها و توپ های سیاه و سفید و با رنگ های روشن ، برای این سن مناسب است

روش بازی با کودک ۹ تا ۱۸ ماهه

این دوران یکی از مراحل مورد علاقه پدران برای بازی با کودک است . زیرا کودکان ، توانایی حرکت کردن ، سینه خیز و بالا رفتن و انجام دادن کارهای بیشتری را دارند. از حدود ۹ تا ۱۲ ماهگی بیشتر کودکان ، شروع به جدا شدن از مادر و نشان دادن علاقه بیشتر به پدر می کنند و این امر پدران را بر می انگیزد تا علاقه بیشتری به فرزندانشان نشان دهند.

بزرگترین مرحله ی رشد در این سن ، راه رفتن است و این مهارت ، تغییری مهم در فعالیت های بازی کودک ، به وجود می آورد. یکی از لذت بخش ترین بازی ها ، که به طور معمول پدران مایلند انجام دهند ، چهار دست و پا رفتن و خزیدن ضربدری با کودک است . اسباب بازی جالبی را دور از کودک بگذارید و در گرفتن آن با کودک مسابقه دهید. با انجام این گونه بازی ها ، روح و روان کودک از شادی سرشار می شود ،و اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندی در وی تقویت خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 22:33  توسط مشاور  | 

بازی کردن از نیازهای مهم و اساسی کودکان است ، بنابراین یکی از وظایف والدین ، هم بازی شدن با کودک می باشد. امام علی علیه السلام می فرمایند: هر کس کودک دارد ، باید خود را تا حدّ طفولیت پایین آورد ( و با زبان کودکانه ) با او بازی و تفریح کند.

وقتی والدین با کودک خود به بازی و شوخی می پردازند ، به او این امکان را می دهند که با خیال راحت بازی کند ، زیرا بعضی از کودکان ممکن است به علت ترس از مسخره شدن توسط دوستانشان ، تمایلی به بازی نداشته باشند.

شرکت والدین در بازی کودک به او اطمینان می دهد که بازیش معتبر و مورد حمایت است. هنگامی که شخص بزرگسالی در بازی مورد علاقه ی کودک شریک می شود ، بیش از پیش کودک را به بازی علاقمند می کند.

روش بازی با نوزاد تا سه ماهگی

بازی دیداری:

ساده ترین بازی در این سن، تماس های رو در رو و چشم در چشم با کودک است.

در دو هفته اول ، کودک می تواند شما را مشاهده کند ، ولی ممکن است تصویرتان را کمی تار ببیند اما در حدود دو هفتگی متوجه می شوید که نوزاد مدت بیشتری به شما خیره می شود. کودکان در ماه های اول ، توجه دیداری خود را بیشتر به تصاویری که دارای رنگ های متضاد است معطوف می کنند ؛ مانند چهره ی انسان ها. بنابراین بازیِ تماس رو در رو با کودک را در فاصله سی تا ۴۵ سانتی متری تمرین کنید.چهرۀ خود را مدام جلوی دیدگان او تغییر دهید و با خنده برایش شکلک در آورید. این رفتار یک بازی شیرین برای کودکتان خواهد بود

بازی های دیداری به کودک شما کمک می کند تا چهره ی شما را بشناسد.

بازی کلامی:

با کودکتان حرف بزنید و اشعار آموزنده و زیبا را برایش بازگو کنید. کودک از این کار لذت می برد ، البته باید هنگام خوندن اشعار دقت کنید و ببینید که کودکتان چه نوع تُن صدایی را می پسندد و همان را تکرار نمایید. اگر بتوانید خودتان مخصوص فرزندتان اشعار کوتاهی را بسرایید و برایش زمزمه کنید ، تأثیر بهتری را مشاهده می کنید. در روایت آمده که حضرت زهرا سلام الله علیها در دوران شیرخوارگی امام حسن علیه السلام با ایشان بازی می کردند و در آن حال ، با زبان شیرین مادرانه اشعاری با این مضمون را برایشان زمزمه می کرده اند: « ای حسن ! شبیه پدرت باش. قید و بند را از دور حق کنار بزن و خدایی را که صاحب نعمت هاست ، پرستش کن و با کینه توزان دوستی نکن. »

لذا خواندن اشعار آموزنده و سالم (خصوصاً از طرف مادر ) یک بازی جذاب برای کودک در این سنین است.

روش بازی با کودک سه تا شش ماهه

بیشتر والدین در می یابند که با شروع سه ماهگی ، بازی با کودک آسان تر می شود ، زیرا در این سن ، کودک می تواند کارهای بیشتری را انجام دهد. همچنین متوجه می شوید که کار و فعالیت های کودک در این مرحله هدفدارتر می شود. کودک در حدود سه ماهگی از بازی کردن با دستهایش لذت می برد. در این سن ، نوزاد شما عاشق بازی کردن با ریش و سبیل ، موها و عینک ، صورت و گوشهایتان می شود ، لذا به کارهایی که بیانگر اشتیاق او برای بازی با شماست ، توجه کنید و تا زمانی که کارهای او خطری را برایش به دنبال ندارد ، از بازی های این چنینی او ناراحت نشوید و مانع او نشوید.مثلاً بعضی پدرها وقتی می بینند کودکشان در این سن با موها یا گوشهایشان و ... بازی می کند ، از این کار جلوگیری می کنند و دست او را پس می زنند. این کار بچه را ناراحت می کند و باعث می شود او از بازی اش لذت نبرد.

انشاءالله در پست فردا روش بازی با کودکان شش ماهه تا ۱۸ ماهه را برایتان ذکر خواهم کرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 17:51  توسط مشاور  | 

سوال از خانوم نعیمه:

میشه در مورد تفاوت سن دختر و پسر صحبت کنید؟ محدوده ی نرمال آن چقدره و اینکه اگه دختری با شخصی که حدوداً ده سال از او بزرگتره ، بخواد ازدواج کنه ایراد و مزایای این کار چی می تونه باشه؟( یعنی مردهای سن بالا بهتر ارزش زن ها رو می دونن یا نه؟)

جواب مشاور:

توصیه می شود که زن ، بین ۱ تا ۱۰ سال کوچکتر از مرد باشد. بدین علت که ، دخترها زودتر از پسرها بالغ می شوند. از طرف دیگر ، آنها وظایف سخت بارداری ، شیردهی و ... را بر دوش دارند ، لذا زودتر از مردها شکسته می شوند ، پس برای ایجاد برابری میان زن و مرد در این مورد بهتر است زن کوچکتر از مرد باشد.

از طرف دیگر ، تفاوت سنی بیشتر از ۱۰ سال (میان زن و مرد) مناسب نیست ، چون هر دهه از زندگی انسان دوره خاصی است و ویژگیها ، شرایط و نیازهای ویژه ای دارد که منحصر به آن دوره است. دو نفر با تفاوت سنی زیاد ، در مرحله متفاوتی از زندگی هستند و نیاز ها و ویژگی های آنها متفاوت است.

 سوال از حسین آقا:

من یه نفرو خیلی دوست دارم...اما مشکلات زیادیم دارم...مثلا وضع مالی خانوادم زیاد مناسب نیست...یا اینکه اون خانوادش وضع مالیشون مناسبه...راستش بیشتر مشکلاتمون مالیه...میخواستم ببینم نظر شما چیه؟

جواب مشاور:

برای امر مقدس ازدواج ، شرایطی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها « هم کفو بودن خانواده های دختر و پسر » می باشد. هم کفو بودن یهنی هم سطح بودن و عدم اختلاف زیاد بین خانواده های دختر و پسر در زمینه های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و...

البته اختلاف اندک و جزئی بین خانواده ها در زمینه های مختلف ، نمی تواند مشکل ساز باشد. اما اگر این اختلاف زیاد باشد ، مثلاً خانواده ی عروس پولدار باشند و خانواده ی داماد فقیر ، یا خانواده ی عروس مذهبی باشند و خانواده ی داماد غیر مذهبی و ... می تواند در آینده پایه های زندگی را سست نماید.

همچنین بین خود دختر و پسر هم نباید اختلاف عقیده ای ، تحصیلی ، اجتماعی و ... به صورت چشمگیر موجود باشد. مثلاً دختر دکترا دارد ولی پسر تا پنجم ابتدائی درس خوانده ، یا دختر بی حجاب است و اعتقاداتش ضعیف ، اما پسر معتقد و مذهبی و ... این اختلافات موجب می شود که در بسیاری از موارد زندگی به بن بست کشیده شود.

پس هم کفو بودن خانواده ها و هم کفو بودن دختر و پسر در زمینه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و ... از شرایط مهم ازدواج می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 18:53  توسط مشاور  | 

استمناء و خود ارضایی ، نوعی بیماری جنسی است که متأسفانه برخی از افراد به آن مبتلا می شوند و در واقع می خواهند نیاز جنسی خود را از این طریق تأمین کنند ، غافل از اینکه این عمل ، هم از نظر شرعی  گناه محسوب می شود و هم پیامدهای روانی – جسمانی نامطلوب و خطرناکی را به دنبال دارد.

بیماری هایی که از طریق خود ارضایی در فرد ایجاد می گردد:

یکی از روش های شناخت پیشرفت بیماری ها در پزشکی ، مرحله بندی علائم بیماری است. بر این اساس ، بر حسب عوارض ایجاد شده در بیمار مبتلا به خود ارضایی ، سه مرحله بیان شده است:

مرحلۀ اول: مرحلۀ مشکل ساز

در افرادی که مدتی است گرفتار خود ارضایی شده اند ، زودرس ترین عوارض ناشی از خود ارضایی عبارت است از :

- خستگی و کوفتگی

- عدم تمرکز حواس

- ضعف حافظه

- استرش و اضطراب

مرحلۀ دوم: مرحلۀ گرفتاری شدید

بروز علائم زیر در فرد گرفتار ، نشان دهندۀ آن است که شدت ابتلای وی یا مدت آن ، بیش از مرحلۀ اول است و در نتیجه عوارض شدیدتری ظاهر شده است:

- خستگی و کوفتگی شدید

- حساسیت بیش از حد و زود رنجی

- کمر درد

- نازک شدن موها

- ناتوانی جنسی زودرس در جوانی (معمولاً کسانی که خود ارضایی می کنند ، به دلیل عارض شدن ضعف جنسی بر آنان، یا بچه دار نمی شوند یا با درمان و سختی بچه دار می گردند)

- بی خوابی یا بد خوابی

- و ...

مرحلۀ سوم: مرحلۀ گرفتاری بسیار شدید یا حالت اعتیاد

- خستگی و کوفتگی بسیار شدید

- ریزش شدید موها

- تار شدن دید چشم ها

- وز وز کردن گوش

- انزال زود رس و غیر ارادی یا خروج منی به صورت قطره قطره

- درد کشاله ران و ناحیه تناسلی

- درد قولنجی در ناحیه لگن و استخوان دنبالچه

آنچه در بالا ذکر کردیم تنها بخشی از عوارض خطرناک بیماری خود ارضایی است و عوارض خطرناک دیگری مثل: ترشحات چرکی در دختران ، خواب آلودگی ، ضعف مراکز عصبی ، ناراحتی های شکمی ، افسردگی ، بی نظمی قاعدگی ، عدم لذت کافی از روابط  زناشویی  بعد از ازدواج، بد حالت شدن اسکلت بدن و... نیز به سبب انجام این عمل ناپسند ، در فرد مبتلا ایجاد می گردد.

 البته شاید عده ای بگویند ما به خود ارضایی مبتلا هستیم ، ولی بعضی از این عوارض را در خود ندیده ایم. در جواب این دسته از افراد باید بگویم که : اینطور نیست که هر کس به این بیماری مبتلا شده ، همه ی این عوارض را داشته باشد ، بلکه هر کس به مقتضای شرایط جسمی خود به بخشی از این عوارض دچار می گردد. عده ای همۀ این عوارض  را و عده ای بعضی از این عوارض را خواهند داشت.

اما تجربه نشان داده است که هر کس به چنین بیماری مبتلا شود ، کم کم به جاهای خطرناکی کشیده شده و سیستم بدنی او به شدت آسیب می بیند. بنده مواردی را سراغ دارم که به دلیل انجام طولانی مدت این عمل قبیح ، قادر به حرکت نیستند و یا بینایی خود را تا حد زیادی از دست داده اند و ...

عده ای هم می گویند که ما سعی می کنیم که مقدار ابتلایمان کم باشد و زیاد از حد نگردد ، در جواب این دوستان هم می گویم که : اولاً کم و حتی یکبار انجام دادن این عمل ، حرام است و عذاب الهی را به دنبال دارد و ثانیاً همین مقدار کم نیزعوارض خطرناک  جسمانی و روانی خود را در فرد ایجاد می کند و ثالثاً تجربه ی روانشناسان نشان داده است که ابتلا به این عمل به صورت تدریجی فرد مبتلا را به انجام زیاد آن خواهد کشاند ، به طوری که فرد را به شدت معتاد این رفتار خواهد کرد. لذا اگر چنین انحرافی در شما ایجاد شده ، به طور جدی به مقابله با آن بپردازید و آن را ترک کنید ، در غیر اینصورت به جایی خواهید رسید که زندگی به کامتان زهر خواهد شد. من مواردی را سراغ دارم که به دلیل اعتیاد به این عمل قبیح ، روزی هزار بار آرزوی مرگ می کنند و زندگی برایشان مفهومی جز تلخی ندارد

انشاءالله در پست فردا راه کارهایی برای پیشگیری و درمان خود ارضایی ذکر خواهم کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 19:50  توسط مشاور  | 

کودک از بدو تولد تحت تاًثیر محیط قرار می گیرد و در مسیر رشد ، مراحل روانی - اجتماعی مختلفی را طی می کند. لذا اگر والدین محترم ، نسبت به این مسائل آگاهی لازم را نداشته باشند ، رفتار غلطشان موجب وارد آمدن انحرافات روانی خطرناک به کودکانشان خواهند شد. بنابراین در اینجا به ذکر این موارد روانی خواهیم پرداخت:

از بدو تولد تا پایان یک سالگی

دوران نوزادی تا یک سالگی ، دوران بسیار حساسی است. این دوران « دوران اعتماد سازی » می باشد. دوران اعتماد سازی یعنی این مقطع زمانی ، زمینه ساز ایجاد احساس امنیت یا عدم امنیت در کودک ، در دوران جوانی و بزرگسالی است. لذا اگر والدین محترم دوست دارند فرزندشان وقتی بزرگ شد ، فردی با اعتماد به نفس مناسب باشد ، باید در این مدت زمان ( یعنی از بدو تولد تا پایان یک سالگی ) مواظب فرزندشان باشند و نیازهای او را برطرف کنند. از جمله کارهایی که مادران باید در این مدت انجام دهند این است که :هنگام گرسنگی به او شیر دهند. هنگامی که بچه نیاز به نوازش دارد ، او را در آغوش گیرند و نوازش کنند و کارهایی شبیه به این ، چنین کودکی وقتی بزرگ می شود ُ اعتماد به نفس و احساس امنیت بالایی دارد. اما اگر مادری در این سنین بی اعتنا به کودکش باشد ، به عنوان مثال: بچه خودش را خیس کرده ، اما مادر به جای عوض کردن او ، می گوید: تازه او را عوض کرده ام ، بگذار همین طور بماند یک ساعت دیگر عوضش می کنم. چنین مادری باید بداند که ، از زمانی که این بچه خودش را خیس کرده ، تا زمانی که مادر او را عوض می کند ، اذیت شده و اعتماد خود را نسبت به مادرش و اعتماد خود را نسبت به اجتماع در بزرگسالی از دست خواهد داد. همانطور که روانشناسان با تحقیق بر روی جوانی که به اطرافیان خود ، از جمله همسرش اعتماد نداشت ، به این نتیجه رسیدند که والدین او از تولد تا پایان یک سالگی به او توجه کافی را نداشته اند.

بنابراین والدین محترم در این دوران حساس نیازهای فرزندتان را در اسرع وقت برطرف نمایید.

 از ۲ سالگی تا پایان ۳ سالگی

این دوره را « دوره ی استقلال ر‌أی » می نامند. مثلاْ اگر امروز نوجوانی کاسه ی چه کنم چه کنم به دست گرفته و از تصمیم گیری در امور شخصی خود ناتوان است ، به سبب عملکرد غلط والدین او در سن ۲ تا پایان سه سالگی است.

 والدین محترم! اگر شما در این سن ، همه ی کارهای کودکتان را خودتان انجام دهید و مدام به او القا کنید که « نمی توانی » ، مطمئن باشید که کودکتان در دوران جوانی و بزرگسالی استقلال رأی نخواهد داشت و در مورد مسائل کوچک نیز منتظر می ماند تا دیگران برایش تصمیم بگیرند.

پس! وظیفه ی شما به عنوان والدین او ، آموزش و نظارت است. یعنی باید سعی کنید که به کودک خود یاد دهید که کارهای مربوط به خود را خودش انجام دهد ، و در این سنین انجام کارهای بی خطری که کودک از عهده ی انجام آن بر می آید را به او واگذار نمایید. اگر والدین خودشان همه ی کارهای بچه را انجام دهند نتیجه اش این می شود که فرزندشان در آینده برای نوشتن تکالیف مدرسه از پدر و مادر کمک می خواهد و در جوانی برای تصمیم گیری در امور مهم مانند انتخاب همسر نیز ،به نظر دیگران تکیه می کند و استقلال رآی نخواهد داشت.

بنابراین عطوفت مادرانه و دل سوزی پدرانه نباید باعث حمایت های بیش از اندازه شود و اعتماد به نفس کودک را بخشکاند. بلکه وظیفه ی آنها فقط همراهی و هدایت کودک می باشد

از ۴ سالگی تا پایان ۵ سالگی

این دوره را «دوره ی ابتکار » می نامند. زمانی که بچه این سن را پشت سر می گذارد ، سوالاتی در ذهنش نقش خواهد بست. لذا اگر والدین به سوالات او با صبر و حوصله پاسخ دهند و او را در انجام فعالیت های خود ( البته فعالیت های بی خطر ) آزاد بگذارند ، کودک به حس ابتکار دست خواهد یافت. در غیر این صورت ، کودک در برابر جواب های سر بالای دیگران و بی توجهی آنها احساس گناه می کند و آرامش روانی خود را از دست خواهد داد و این زمینه ای برای انحرافات در او خواهد شد.

از ۶ سالگی تا پایان ۱۱ سالگی

این دوره را « دوره ی سازندگی » می نامند. اگر به کودک در این سن اجازه داده شود تا کارهایی بکند و یا چیزهایی بسازد که در مقابل انجام آنها تشویق شود ، در او احساس سازندگی به وجود می آید ، ولی انتقاد  از او و محدود کردنش ، حس حقارت را در او ایجاد می کند و پیدایش حس حقارت ، پیامدهای منفی زیادی را به همراه خواهد داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 23:58  توسط مشاور  | 

گاهی ما به خاطر عدم آگاهی از ساختار وجودی دختر و پسر ، نحوه ی رشد و نمو آنها را با هم مقایسه کرده و با دیدن افت در کودکمان غصه دار می شویم . لذا بنده تصمیم گرفتم در این پست برخی از تفاوت های ساختاری و رفتاری دختر و پسر را بیان کنم تا شما با آگاهی نسبت به آنها ، متوجه تفاوتهای رشد در کودکانتان گردید.

تفاوت های زمان حاملگی:

در طول دوران حاملگی ، استخوان های جنین دختر ، سه هفته زودتر از جنین پسر رشد می کنند.

جنین دختر از زمانی که در شکم مادر است ، صدای پدر و مادر خود را تشخیص می دهد.

تفاوت های زمان تولد:

معمولاً زمان به دنیا آمدن پسران ، یک ساعت و نیم بیشتر از زمان به دنیا آمدن دختران طول می کشد و احتمالاً به خاطر این است که وزن پسران هنگام تولد به طور متوسط ، ۵ درصد بیشتر از دختران است.

در شش ماهگی دختران ، مستقل تر از پسرهای هم سن و سال خود هستند.

بارزترین تفاوت در ماه های اول ، سرعت رشد دختر بچه هاست. قد و وزن آنها سریعتر افزایش می یابد و دندان های نیش آنها زودتر از پسران در می آید.

دختر بچه ها زودتر از پسر بچه ها شروع به صحبت می کنند و اعمال و حرکات خود را بهتر می توانند کنترل کنند.

دختران با شدت بیشتری نسبت به پسران ، به صداها و حضور افراد دیگر در اطراف خود واکنش نشان می دهند.

در هنگام تولد نوزادان دختر از نظر رشد بدن ، به اندازه ی چهار تا شش هفته ، جلوتر از نوزادان پسر قرار دارند.

همچنین در هنگام بلوغ نیز دختران به نحو قابل مشاهده ای ، حدقل دو سال از پسران هم سن و سال خود جلوتر هستند.

تفاوت در جسم پنبه ای

در مغز انسانها یک سری سلول های عصبی وجود داد به نام جسم پنبه ای.کار این سلول ها اتصال نیمکره ی راست ، به نیمکره چپ مغز می باشد. این سلول ها در مغز دختران بیشتر از مغز پسران یافت می شود. لذا دختران می توانند همزمان چند کار را با هم انجام دهند ، به عنوان مثال می توانند در یک زمان هم تلویزیون ببینند ، هم به حرف شوهرشان گوش دهند. بنابراین اگر مردی مشاهده کرد که هنگام صحبت با همسرش ، او به تلویزیون گوش می دهد ، ناراحت نشود ، چون زن به حرفهای او نیز گوش فرا می دهد.

اما مردها در یک زمان ، تنها از یک نیمکره می توانند استفاده کنند. لذا مرد نمی تواند در یک زمان چند کار را انجام دهد ، پس خانوم های محترم توجه داشته باشند که وقتی شوهرشان در حال انجام کاری است مثل تلویزیون دیدن ، با او صحبت نکنند و چیزی را مطالبه نکنند ، زیرا او تا زمانی که حواسش معطوف تلویزیون است ، متوجه حرفهای شما نمی شود. پس ابتدا او را صدا کنند و بعد با او صحبت نمایند.

تفاوت در نیمکرۀ چپ مغز

نیمکرۀ چپ مغز دختران ، زودتر از نیمکره ی چپ پسران رشد می کند ، لذا چون قوۀ تکلم که در این نیمکره وجود دارد ، دختران زودتر از پسران حرف زدن را یاد می گیرند.

تفاوت در نیمکره ی راست مغز

چون نیمکره ی راست مغز ، مسئول حل مسائل بصری و فضایی است ، در دختران دیرتر رشد می کند ، لذا روانشناسان معتقدند که بعضی از شغل ها مثل هوا و فضا ، مهندسی برق و نفت و ... برای دختران مناسب نیست. از طرفی به دلیل رشد دیرتر این نیمکره در دختران ، اغلب آنها در کودکی در تجسم اشیاء و چشم اندازهای متفاوت اطراف خود و نیز در تعیین موقعیت خود از لحاظ مکانی مشکل دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 19:59  توسط مشاور  | 

سوال از آقا نوید

من نامزدم یه کم با بقیه دخترا فرق میکنه. یعنی از کادو خریدن و جمله های عاشقانه خوشش نمیاد. اگه تا حالا با همچین دختری برخورد کردین بگین راه درست برخورد با این دختر چیه؟؟؟

پاسخ مشاور:

بروز چنین رفتاری از طرف همسرتان ، دلائل مختلفی می تواند داشته باشد ، مثلاً:

شاید به خاطر رفتاری ، از دست شما ناراحت است و بدین طریق قصد مقابله با شما را دارد؟

شاید از هدایای شما و نحوه ی گفتار شما خوشش نمی آید.

شاید عمل شما با گفتارتان یکی نیست ، مثلاً بعضی مردان مدام به همسرشان می گویند که دوستت دارم و لی در عمل به او توجهی ندارند ، خواسته هایش را عملی نمی کنند و ...

و یکی از دلایل دیگر که در بیشتر خانوم ها وجود دارد ، ورود در شرایط جدید است.

ببینید!

برخی از دختران نیاز به زمان دارند تا شرایط جدید خود را بپزیرند. همسر شما تا چندی پیش یک دختر مجرد بوده و با جنس مخالف ، برخورد عاشقانه نداشته است ، لذا این شرایط برایش تازگی دارد و با آن احساس غریبی می کند ، به همین خاطر پذیرش آن برایش قدری سخت است. از موارد مشابه این رفتار ، ترس بعضی از خانوم ها برای ایجاد رابطه ی جنسی می باشد. گاهی مشاهده می شود که برخی از زوجین بر سر این مسئله مشکل دارند و مرد خواستار رابطه ی جنسی و زن مانع چنین رابطه ای است. بروز این رفتار و ترس زن از رابطه ی جنسی ، به خاطر مواجه شدن او با این مسئله جدید است و چون تا به حال چنین رابطه ای را تجربه نکرده ، از مواجه شدن با آن می ترسد. ( البته کسی اینطور برداشت نکند که برای به وجود نیامدن چنین ترسی ، باید قبل از ازدواج  رابطه ی جنسی را تجربه کرد ، این فکر کاملاً غلط است. به طور کلی هر نوع رابطه ی نامشروعی قبل از ازدواج ، اعم از دوستی ساده با نامحرم ، رابطه جنسی نامشروع و ... اثرات بسیار مخرب و غیر قابل جبرانی را به دنبال خواهد داشت که در اینجا مجال بیان آنها نیست و تنها به یک مورد آن اشاره می کنم و آن بی میل شده به همسر خود و لذت نبردن کافی از زندگی در کنار همسر می باشد. لذا هرگز دامن خود را قبل از ازدواج به هیچ نوع رابطه ای با نامحرم آلوده نکنید. این دستور دین مبین اسلام است و حکمت های فراوانی در پس آن نهفته است )

بنابراین آقای محترم! بروز این رفتار از طرف نامزدتان دلیل بر این نیست که او شما را دوست ندارد و ارزشی برای هدایایتان قائل نیست ، بلکه این رفتار یا به خاطر دلایلی است که ذکر کردم و یا به خاطر مواجهه با شرایط جدید می باشد. لذا شما باید حوصله به خرج داده و با زیرکی تمام در پی کشف کارها و رفتارهایی باشید که سبب شادی و خوشحالی همسرتان می گردد و با انجام آن رفتار شرایط را برای او هموار و متعادل نمایید.

در صورتی که این رفتار همسرتان ، برخاسته از اختلافی بین شما می باشد ، بیان کنید تا راهنمائیتان نمایم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 18:25  توسط مشاور  | 

همانطور که خدمتتان عرض کردیم بعد از نیاز به آب و غذا و هوا ، مهمترین نیاز در هر خانواده ، نیاز به امنیت می باشد.

در پست های قبلی به ذکر عواملی که موجب ایجاد احساس امنیت در کودک ، زن و مرد می شود را بیان کردیم. اما امروز قصد داریم به ذکر عواقبی بپردازیم که با احساس نا امنی در کودک آشکار می گردد

احساس نا امنی موجب بروز دو رفتار در کودک می شود:

بروز رفتارهای حاکی از اضطراب

اگر امنیت کودک شما خدشه دار گردد ، رفتارهای حاکی از اضطراب مثل ناخن جویدن ، شب ادراری ، کندن موی سر و صورت و ... در وی پدیدار خواهد شد. لذا تا می توانید برای ایجاد احساس امنیت در فرزندتان تلاش کنید.

بچه در اتاق خود نمی خوابد

دومی رفتاری که با احساس نا امنی ، در کودک پدیدار می شود ، نخوابیدن کودک جدای از پدر و مادر خود می باشد.

برخی از والدین با این مشکل روبرو هستند و مدام سوال می کنند که چرا فرزندشان در اتاق خود نمی خوابد ؟ چرا همیشه دوست دارد در کنار آنها بخوابد ؟ و...

علت این رفتار کودک و ترس از جدا خوابیدن ، همان احساس نا امنی کردن است. اگر کودک شما چنین رفتاری را از خود بروز می دهد ، مطمئناً احساس امنیت خود را از دست داده است.

اما راه کارهایی برای اصلاح این رفتار

شاید شما نیز جزء والدینی باشید که به دنبال راه حلی برای جدا خواباندن کودکانشان می گردند.من به شما راه حل این مشکل را یاد می دهم.

شما باید سه کار را انجام دهید:

اول: عجله نکنید

والدین باید توجه داشته باشند که رفع این آسیب زمان می برد و نباید با فشار و زور گویی  ،کودک را به این امر وادار کنند. لذا با آرامش و حوصله با کودک خود رفتار کنید

از طرفی برخی از والدین نگاه به کودکان اطراف خود کرده و می گویند: بچه فلانی از دو سالگی جدا خوابیده و بچه ی ما بعد از چهار سال هنوز از جدا خوابیدن می ترسد و ... این قیاس کاملاً غلط است ، زیرا شرایط خانواده ها متفاوت بوده و نباید بچه ها را با یکدیگر مقایسه نمود

دوم: با تشویق و حوصله عمل کنید

وقتی تصمیم گرفتید کودک را جدای از خود بخوابانید ، اگر دیدید که کودکتان از جدا خوابیدن می ترسد ، با او به اتاقش بروید ، کنارش بنشینید و با او حرف بزنید و یا قصه بگویید تا خوابش ببرد ، و وقتی خوابید از اتاق خارج شوید. حتی اگر نصف شب دیدید بلند شده و به اتاق شما آمده ، باز با حوصله و با مهربانی او را به اتاقش بازگردانید و آنقدر پیشش بمانید تا بخوابد و حتی اگر این آمدن های او به اتاقتان در طول شب چندین بار هم تکرار شد ، باز عصبانی نشوید و با حوصله این رفتار خود را تکرار کنید و مطمئن باشید بعد از مدتی این آسیب در او از بین خواهد رفت

سوم: اتاقش را مرکز تنبیه او قرار ندهید

هرگز کودکتان را در اتاقش تنبیه و دعوا نکنید ، و به طور کلی در اتاقش رفتاری را انجام ندهید که باعث شود او از اتاقش خاطره ی بدی داشته باشد و از اتاقش بدش بیاید. شما باید اتاق او را طوری تزئین کنید که او در اتاقش احساس آرامش کند. هدیه را در اتاقش به او بدهید ، تا خاطره خوبی را از اتاق خود داشته باشد

البته این راه حل ها را باید بعد از رعایت شش موردی که به کودک احساس امنیت می دهد ، انجام داد. لذا پست ( احساس امنیت یک نیاز ضروری است  را با دقت بخوانید و در منزل اجرا کنید و در کنار رعایت آنها ، برای رفع چنین آسیبی از این راه حل ها استفاده نمایید.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 18:4  توسط مشاور  | 

خانوم های محترم برای اینکه همسری متعادل داشته و امنیت او را حفظ نمایند ، باید نکات زیر را رعایت کنند:

پرهیز از تعیین مهریه های سنگین

مهریه سنگین مرد را به هم می ریزد و با خود می گوید: اگه یه دفعه بگه مهریه ام رو می خوام ، چه کنم؟ و...

خانواده های محترم! اولین پیامی که تعیین مهریه ی زیاد توسط شما ، به داماد و خانواده ی او انتقال می دهد ، این است که داماد احساس می کند شما به او اعتماد کافی را ندارید و می خواهید با تعیین مهریه ی زیاد استحکام زندگی دخترتان را تأمین کنید. بروز این احساس در داماد بسیار خطرناک است و شور و اشتیاق او را برای خدمت به همسرش تا حدودی کاهش می دهد. از طرفی این طرز فکر که مهریه ی زیاد باعث می شود که داماد به فکر طلاق دادن دخترمان نیفتد ، در موارد زیادی اشتباه است. زیرا علت اکثر طلاق ها به خاطر عدم تفاهم زن و مرد است ، لذا اگر مردی با زنش مشکل داشته باشد ، اگر هم به خاطر سنگینی مهریه او را طلاق ندهد ، مطمئناً به خاطر اختلافی که با او دارد ، زندگی را به کامش زهر می کند. لذا به جای تعیین مهریه ی بالا ، به دنبال یک جوان خوب باشید تا ایمان و اخلاق و دیگر خصوصیات اخلاقی اش تضمین کننده ی استحکام زندگی دخترتان باشد.

حضور زیاد  زن در منزل

خانوم های محترم! همانطور که شما دوست دارید که شوهرتان وقت زیادی را برای با شما بودن قرار دهد ، مردان نیز دوست دارند که همسرانشان بیشتر وقت خود را با آنها سپری نمایند و این مسئله به مردان امنیت و آرامش می دهد. لذا وقتی که همسرتان در منزل حضور دارد ، تا می توانید از رفتن به خانه ی همسایه ، اقوام و دوستان خودداری کنید و این دید و بازدیدها را یا با شوهرتان و یا با اجازه ی او در زمانی که او در محل کار حضور دارد، انجام دهید.

مراقبت از نظم و آرامش خانه

هر چه خانه بی نظم تر و نامرتب تر باشد ، احساس آرامش و امنیت در مرد کمتر می شود ، لذا به نظم و تمیزی خانه ی خود اهمیت زیادی دهید.

نکته دیگری که بسیار حائز اهمیت می باشد بحث آماده بودن غذا و دیگر مایحتاج منزل است. این مسئله در خانه هایی که خانوم منزل شاغل می باشد بیشتر دیده می شود. خانوم های بزرگوار! من مخالف شاغل بودن خانوم ها نیستم ، اما تجربه نشان داده است که اگر زنی برای شوهر و فرزندانش غذا درست نکند و به آنها غذای حاضری یا غذای رستوران بدهد ، آرامش و امنیت آنها به شدت لطمه خورده و آسیب های فراوانی را به دنبال خواهد داشت. لذا حتی الامکان به این مسئله توجه داشته باشید. شاید شوهر شما به دلیل علاقه و احترامی که برایتان قائل است این مسئله را به زبان نیاورد ، ولی مطمئناً دوست دارد که دستپخت شما را بخورد و از غذاهای رستورانی رضایت چندانی ندارد.

اعتماد و پرهیز از تجسس

اگر زنی بیش از اندازه مردش را سوال و جواب کند ، امنیت و آرامش او را خدشه دار خواهد کرد.

خانوم های محترم! بازجویی شما و حساسیت بیش از حد شما در مورد رفتار مرد ، او را ناراحت می کند. لذا اگر می خواهید محبوب همسرتان باشید ، از این رفتار اجتناب نمایید.

عیب پوشی و راز داری

همانطور که شما دوست ندارید که عیب های خود و خانواده تان به گوش خانواده ی شوهرتان برسد ، مردتان نیز دوست ندارد که مشکلات درون خانواده ای و شخصی او ، به گوش خانواده شما برسد. لذا راز داری را به نحو احسنت مراعات کنید ،تا شوهرتان در کنار شما احساس امنیت و آرامش کند

قرآن می فرماید: هنَّ لباسٌ لَکُم و اَنتُم لِباسٌ لهُنَّ یعنی زن و مرد را لباس همدیگر آفریدیم تا عیب های هم را بپوشانند و برطرف نمایند. لذا سعی نکنید که عیب های همسرتان را به اقوام و بزرگان بگویید. شاید هدف شما از این کار اصلاح عیب همسرتان باشد ، اما گاهی این کار نتیجه ی بدتری را در پی خواهد داشت.

ایمان ، باورها و رفتارهای اعتقادی

هر چه زنی با ایمان تر باشد ، مردش او را بیشتر دوست دارد و می داند که از جانب او آزاری به او نخواهد رسید. می داند همسرش خیانت نخواهد کرد. می داند که فرزندانش منحرف نخواهند شد و ...

البته افراط  و تفریط در دینداری آسیب های زیادی دارد که مجال صحبت پیرامون آن نیست و باید با مراجعه به کتب یا کارشناسان دینی از آن جلوگیری کرد.

پوشش مناسب و مراقبت در رفتارها و ارتباطات

خانوم های محترم! هر چه شما پوشیده تر باشید و رفتارتان در برخورد با نا محرم سنگین تر باشد ، مردتان احساس امنیت و آسایش بیشتری خواهد کرد. به وفور مشاهده شده خانوم هایی که بی حجاب هستند و خیلی راحت با نامحرم بگو و بخند راه می اندازند ، مورد سوء ظن فراوانی از سوی شوهرشان قرار گرفته اند. لذا اگر زنی حجاب داشته باشد و حریم ها را نگه دارد ، مردش در سفرهای کاری که مجبور است تنهایی برود ، با آرامش او را ترک نموده و مطمئن است که همسرش خیانت نمی کند ، ولی بالعکس ،عدم رعایت این موارد توسط خانوم و موجب بی اعتمادی و سوء ظن مرد نسبت به او خواهد شد.

انشاء الله در پست فردا به ذکر عواقب ناشی از احساس نا امنی در کودک خواهم پرداخت که مطمئناً دغدغه ی خیلی از والدین گرامی می باشد

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 18:39  توسط مشاور  |